آموزش زبان آلمانی : گرامر زبان آلمانی سطح A1

داستان آموزش زبان آلمانی از کجا شروع شد؟
موفقیت در امتحانات گوته تخصص ماست.

چند سال پیش که شروع به تدریس زبان آلمانی کردم، انرژی بسیار زیادی برای یادگیری هر چه بهتر شاگردانم میگذاشتم. با خودم گفتم این کاری که من دارم میکنم و این همه انرژی دارم میزارم چرا برای تنها چند نفر؟!!!

شروع کردم به تحقیق درباره وب سایت های آموزش زبان آلمانی. چند تا سایت پیدا کردم که مهم ترین آنها سایت بیاموز هست که آموزش های زبان آلمانی رو در قالب فقط متن ارائه میکنه. تصمیم گرفتم دست به کار شم و یک وب سایتی طراحی کنم که جوابگوی همه کسانی که می خواهند آلمانی رو هرچه زودتر و با کیفیت بهتر یاد بگیرند باشد. اینجا بود که آلمانی زبان به وجود آمد و برای لذت بردن شاگردانم و دوستانی که از طریق اینترنت با این سایت آشنا میشن از آموزش های زبان آلمانی، شبانه روز تلاش کردم.

آموزش زبان آلمانی : گرامر زبان آلمانی سطح A1-A2

آموزش رایگانی تحت عنوان آموزش ساده گرامر زبان آلمانی سطح A1-A2 برای شما دانشجوی عزیز تهیه کردم و در اینجا براتون قرار میدم. این آموزش برای کسانی که ویزای پیوست به همسر یا ویزای اقامت کاری میخواهند بگیرند بسیار مفید است و قول میدم هر هفته یک آموزش براتون در سایت به صورت رایگان قرار بدم. به زودی فایل تصویری این آموزش رو هم براتون قرار میدم.

در این مقاله آموزش مقدماتی گرامر زبان آلمانی سطح A1  براتون به صورت خیلی ساده شرح میدم.

صدای الفبای زبان آلمانی بصورت انفرادی:

A – صدای اَ میدهد. مانند:    aber «اما»

B صدای ب می دهد مانند: Berlin «برلین»

C در زبان آلمانی بندرت بکار گرفته میشود. به هرحال صدای ث میدهد. مانند:

Cent «یک صدم دلار»

D صدای د میدهد. مانند: Wand «دیواره»

E صدای اِ میدهد. مانند: Weg «راه»

F صدای ف میدهد. مانند: | Wolf «گرگ»

Gصدای گ میدهد. مانند: morgen «فردا»

H بطور کلی صدای ه می دهد. اگر این حرف اول یک کلمه قرار بگیرد خوانده شده و صدای ه میدهد. مانند:

haben «داشتن».

اگر در وسط یک کلمه قرار بگیرد و دو طرف آن حروف با صدا باشد در این صورت حرف H خوانده شده و همانطور که گفته شد صدای ه میدهد. مانند: Reihe «ردیف . صيف – نوبت»

ولی اگر دو طرف و یا یک طرف آن حروف بیصدا باشد در این صورت حرف H خوانده نشده بلکه باید کلمه را کشیده تر بیان کرد. مانند: Fahrer «راننده»

حروف H در آخر کلمه خوانده شده و صدای ه میدهد. مانند: nah «نزدیک»

i– صدای ای می دهد مانند: Iran «ایران»

j– این حرف صدای ی میدهد. مانند: jung «جوان»

K۔ صدای ک می دهد. مانند: Krank «بیمار»

L – صدای ل میدهد. مانند: Wald «جنگل»

M – صدای م میدهد. مانند: Lampe «لامپ»

N – صدای ن می دهد. مانند: Wand «دیوار»

O– صدای اُ میدهد. مانند: morgen «فردا»

P – صدای پ می دهد. مانند: Lampe «لامپ»

Q۔ صدای کو میدهد و اغلب با حرف U می آید. مانند: Quer «عرض -کج»

R – صدای ر می دهد مانند: Warm «گرم»

S – اگر پس از این حرف یکی از حروف باصدا قرار بگیرد در این صورت حرف S صدای ز می دهد.

Sagen «گفتن»

مانند: sagen «گفتن»

در غیر این صورت صدای س می دهد. مانند: Ausland «کشور خارجی»

B – به این حرف اس سِت میگویند که صدای س میدهد. مانند: StraBe «خیابان»

T – صدای ت میدهد. مانند: Winter «زمستان»

U – صدای او میدهد. مانند: Nur «فقط»

V – صدای ف میدهد. مانند: Vater «پدر»

W – صدای و میدهد. مانند: Wagen «اتومبیل-گاری»

X – صدای ک + س را میدهد. مانند: Sex «جنس – جنسیت».

Y – به ندرت در زبان آلمانی بکار گرفته می شود و به هر حال صدای ی می دهد. مانند: Yemen «کشور یمن» Z – صدای مابین ت و ث میدهد. مانند: Zug «ترن – قطار»

حروف املات دار (Umlaut) در زبان آلمانی:

Ä – دو نقطه ای که گاهی روی یکی از حروف A و یا O و یا U قرار میگیرند اوملات نام دارند که صدای حرف را تغییر میدهند. به این ترتیب که اگر اوملات روی حرف A قرار بگیرد صدای آ را به اِ تبدیل میکند. مانند  Männer «مردان»

Ö – صدای اُ کشیده تر است یعنی دهان را باید بیشتر جمع کرد. مانند: Öffnen «گشودن – باز کردن»

Ü – صدای او کشیده تر است، یعنی در این حالت نیز دهان جمع تر می شود. مانند: Übung «تمرین»

دقت: حروف A و O و U اگر دارای اوملات بشوند دیگر از جمله حروف با صدا نبوده بلکه در این حالت حروف بی صدا به شمار می آیند.

  • نکته دیگر آنکه اگر دو حرف مشابه در یک کلمه کنار هم قرار بگیرند صدای یک حرف مربوطه را دارا می باشند.

مانند: Mann «مرد» – Zusammen «با هم»

  • و سرانجام حرف E در آخر یک کلمه خوانده می شود که صدای اِ می دهد.

مانند: Tante «خاله – عمه»

حروف با صدا

حروف با صدا عبارتند از: A و E و I و O و U

حروف ترکیب شده و صدای آنها در یک کلمه:

وقتی دو و یا چند حرف در یک کلمه با هم ترکیب شوند صدای جدیدی را بوجود می آورند. مهم ترین این حروف ترکیبی عبارتنداز:

Sch – مجموعة صدای ش میدهند. مانند: Waschen «شستن»

Tsch – مجموعة صدای چ میدهند. مانند: deutsch «آلمانی»

Ch – اگر قبل از این دو حرف یکی از حروف A و یا O و یا U قرار بگیرد در این صورت این دو حرف مجموعة صدای خ و در غیر این صورت صدای ش نرم را میدهد.

مانند: bach «جویبار» و مثال برای مورد دوم: mich «مرا» که اولی «باخ» و دومی میش، خوانده می شوند.

SP – به مجموعأ صدای اِشپ میدهند و اغلب در ابتدای یک کلمه قرار میگیرند. مانند: Spanien «اسپانیا»

St- مجموعأ صدای اِشت می دهند و اغلب در اول یک کلمه قرار میگیرند. مانند: Stern «ستاره»

Ei – مجموعأ صدای اَی میدهند. مانند: Eisen «آهن»

ie – مجموعأ صدای ای میدهند. مانند: Wien «وین پایتخت کشور اتریش»

SS – مجموعا صدای س میدهند. مانند: Strasse «خیابان» به جای این دو حرف SS می توان از حرف β «اس ست» نیز استفاده کرد:

خیابان Strasse = Straβe

dt – مجموعا صدای ت میدهند. مانند: Stadt «شهر»

ph – مجموعا صدای ف میدهند. مانند: Photo «عکس»

pf – نیز مجموعة صدای ف میدهند. مانند: Pfennig «یک صدم مارک آلمان».

Ch – صدای ک می دهد زیرا اینگونه کلمات از زبان دیگری وارد زبان آلمانی شده اند. مانند: Charakter «رفتار – کردار» و اگر از زبان فرانسه گرفته شده باشد صدای ش می دهد.

مانند: Champagner «اهل ناحیه شامپاین فرانسه».

Au – صدای اَو میدهد. مانند:  Auge «چشم»

Eu – مجموعا صدای اوی میدهند. مانند: Eule «جغد – بوف»

Chs – مجموعا صدای X را میدهند که ک + س می باشد. مانند: Sechs «عدد ۶»

Qu – مجموعا صدای کو میدهند. مانند: Quelle «چشمه»

انواع حرف تعریف یا آرتیکل Artikel

در زبان آلمانی چهار نوع حرف تعریف وجود دارد:

١- حرف تعریف das «خنثی»

۲- حرف تعریف der «مذكر»

۳ – حرف تعریف die «مؤنث»

۴- حرف تعریف اسم در حالت جمع به صورت die

دوستان باید توجه کنند که حرف تعریف بستگی به جنسیت ندارد بطوری که برای مثال کلمه Mädchen «دختر» دارای حرف تعریف das «خنثی» میباشد و کلمه Teppich «فرش» دارای حرف تعریف der «مذكر» است. بنابراین باید با هر اسم حرف تعریف آنرا نیز یاد گرفت زیرا اگر غیر از این باشد نمیتوان کلمه مورد نظر را در جمله بگونهای درست و براساس قواعد گرامر بکار برد.

هر یک از چهار حرف تعریف گفته شده در حالت فاعلی یعنی زمانیکه اسم در جمله بعنوان فاعل کاری را انجام میدهد. به دو صورت مورد استفاده قرار میگیرد:

۱- معین یعنی اسم برای طرف مقابل مشخص و شناخته شده است و درباره اش آگاهی قبلی دارد.

۲- نامعین یعنی اسم برای طرف مقابل مشخص و شناخته شده نیست و درباره اش آگاهی قبلی ندارد.

این دو مورد برای هر اسم در حالت فاعلی با توجه به حرف تعریف آن به این شکل است.

1۔ اسم با حرف تعریف das «خنثی»:

بچه «معين»    das Kind

یک بچه – بچه ای «نامعین»                                    ein Kind

مثال: بچه بیمار است.                                     Das Kind ist Krank

2 ۔ اسم با حرف تعریف der «مذكره»:

پدر «معین»                                                      der Vater

یک پدر – پدری «نامعین»                                          ein Vater

مثال: پدری پیش من می آید.                   Ein Vater Kommt zu mir

٣- اسم با حرف تعریف die «مؤنث»:

مدرسه «معین»                                                 die Schule

یک مدرسه به مدرسه ای «نامعین»                       eine Schule

مثال: ممدرسه بزرگ است                                   die Schule ist gross

۴- اسم با حرف تعریف die «حالت جمع اسم»:

بچه ها «معين»                                                             die Kinder

مثال: بچه ها اکنون بازی میکنند.                      die Kinder spielen jetzt

توجه: حرف تعریف نامعین جمع ندارد.

منفی کردن جمله در زبان آلمانی

منفی کردن جمله در زبان آلمانی بدو صورت است:

۱- اگر بخواهیم فعل صرف شده را در جمله منفی کنیم باید از کلمه nicht استفاده کنیم که معمولا پس از فعل صرف شده قرار میگیرد.

مانند:

من به سوی تهران حرکت نمی کنم               Ich fahre nicht nach Teheran

۲- اگر بخواهیم اسم را در جمله بطور مطلق منفی کنیم در این صورت برای اسامی با حرف تعریف das و der در حالت فاعلی از کلمه kein و برای اسامی با حرف تعریف die «مؤنث» و die «حالت جمع» از کلمه Keine استفاده میکنیم.

مانند:

خنثی:

بچه در پارک بازی میکند     das Kind spielt im Park

هیچ بچه ای در پارک بازی نمیکند  Kein Kind spielt im Park

مذکر:

باغ در زمستان سبز است der Garten ist im Winter grün

هیچ باغی در زمستان سبز نیست | Kein Garten ist im Winter grün

مونث:

شرکت باز است die Firma ist auf

هیچ شرکتی باز نیست Keine Firma ist auf

جمع:

بچه ها بیمار هستند die Kinder Sind krank

هیچ بچه هایی بیمار نیستند Keine Kinder sind krank

صرف افعال با قاعده در زمان حال:

اکثر افعال در شکل مصدری به دو حرف en و یا به ندرت به حرف n ختم می شوند که به آنها علامت مصدری می گویند. مانند: Sagen «گفتن» و یا Verbessern «تصحیح کردن».

برای صرف یک فعل با قاعده در زمان حال ابتدا علامت مصدری «en و یا n» آن را حذف کرده و سپس علایم زیر را به آخر آن اضافه می کنیم.

مانند: فعل fragen «پرسیدن»:

من می پرسمefragIch
تو میپرسیstfragDu
او میپرسدtfragEr-sie-Es
ما می پرسیمenfragWir
«توها» میپرسیدtfragIhr
شما می پرسیدenfragSie 
آنها می پرسندenfragsie

توجه: اگر یک فعل با قاعده پس از حذف علامت مصدری اش به یکی از دو حرف t یا d ختم شود در این صورت برای آسانی بیان در صرف فعل مزبور تغییرات اندکی در علایم بالا پدید می آید. مانند دو فعل arbeiten «کارکردن» و یا beenden «به پایان رساندن» که این تغییرات به شرح زیر است:

من کار میکنمearbeitIch
تو کار میکنیestarbeistDu
او کار میکند etarbeitEr-sie-Es
ما کار میکنیمenarbeitenWir
«توها» کار میکنیدetarbeitIhr
شما کار میکنیدenarbeitenSie 
آنها کار میکنندenarbeitsie
من به پایان میرسانمebeendIch
تو به پایان میرسانی estbeendDu
 او به پایان میرساند etbeendEr-sie-Es
ما به پایان میرسانیمenbeendWir
 «توها» به پایان میرسانیدetbeendIhr
 شما به پایان میرسانیدenbeendSie 
 آنها به پایان میرسانندenbeendsie

سئوالی کردن یک جمله برای سئوالی کردن یک جمله فقط کافیست جای فاعل و فعل صرف شده جمله با هم عوض شود.

مانند:

شما از من میپرسید «جمله مثبت» Sie fragen mich

آیا شما از من می پرسید؟ ?Fragen Sie mich

علایم جمع در زبان آلمانی

علامت جمع در زبان انگلیسی حرف S است در صورتی که در زبان آلمانی چندین علامت جمع وجود دارد که به آخر اسم مفرد اضافه شده و با حرف تعریف die اسم مورد نظر را به حالت جمع در می آورد. برای فراگیری علايم جمع قانون ویژهای وجود ندارد بنابراین باید با هر اسم همانند حرف تعریف آن علامت جمع اش را نیز یاد گرفت. این علایم عبارتنداز:

۱- حرف n مانند:            مدرسه                        die Schule

مدارس                        die Schulen

۲- حرف e مانند:          فرش – قالی                  der Teppich

فرشها به قالی ها           die Teppiche

۳. حروف er مانند:       کودک – بچه                      das Kind

کودکان بچه ها                  die Kinder

۴- حروف en مانند:      کار                                 die Arbeit

کارها                           die Arbeiten

۵- فقط تغيير حرف تعریف از مفرد به جمع

مانند:

معلم «مرد»  der Lehrer

معلمان «مرد»  die Lehrer

۶- اوملات و حرف e مانند:   جمله der Satz

جملات  die Sätze

7- اوملات و حروف er مانند:    کلمه das Wort

کلمات  die Wörter

۸- فقط اضافه کردن اوملات مانند:  مادر  die Mutter

مادران die Mütter

۹- حروف Hen مانند:               کارگر «زن»  die Arbeiterin

کارگران «زن» die Arbeiterinnen

۱۰- حرف s مانند:                    سینما        Das Kino

سینماها      Die Kinos

توجه: تمام اسامی چه عام و چه خاص در هر جای جمله با حرف بزرگ آغاز می شوند.

مانند: من بسوی برلین حرکت میکنم       Ich fahre nach Berlin

حالات اسم در جمله

یک اسم در جمله به چهار حالت دیده می شود:

۱- حالت فاعلی یا Nominativ

2- حالت مفعول بیواسطه «صریح» یا  Akkusativ

3- حالت مفعول با واسطه يا Dativ 

4- حالت اضافه ملکی یا Genetiv

از این به بعد حالات مزبور فقط با اولین حرف آن بطور اختصاری مشخص میشوند. مثلا حرف A به معنای حالت مفعول بی واسطه خواهد بود و حرف D علامت حالت مفعول با واسطه و غیره…

در مورد این چهار حالت تدریجا توضیحات کافي داده خواهد شد.

1- حالت فاعلی یا Nominativ

در این حالت اسم در جمله در جایگاه فاعل قرار دارد بنابراین انجام دهنده فعل صرف شده در جمله است. تغییرات و یا کلماتی که به جای حرف تعریف اسامی با توجه به چگونگی آنها در حالات معين، نامعین و منفی به کار گرفته می شوند به شرح زیر است:

الف: اسامی با حرف تعریف das «خنثی».

مثال:

دختر «معین» das Mädchen

یک دختر- دختری «نامعین» ein Mädchen

هیچ دختری «منفی»Kein Mädchen

جمله نمونه:

دختری در اتاق است Ein Mädchen ist im Zimmer

ب: اسامی با حرف تعریف der «مذكر».

مانند: میز «معين» Der Tisch

یک میز – میزی «نامعین» ein Tisch

هیچ میزی «منفی» Kein Tisch

جمله نمونه:

میز سیاه است    Der Tisch ist Schwarz

پ: اسامی با حرف تعریف die «مؤنث».

مانند:

خانم «معین» die Frau

یک خانم – خانمی «نامعین» eine Frau

هيچ خانمی Keine Frau

جمله نمونه:

هیچ خانمی از من نمی پرسد Keine Frau fragt mich

ت: اسامی با حرف تعریف die «حالت جمع».

مانند:

اتاقها «معین» die Zimmer

هیچ اتاقهایی «منفی» Keine Zimmer

یاد آوری: همانطور که قبلا اشاره شد حرف تعریف نامعين حالت جمع ندارد.

۲. حالت مفعول بیواسطه «صریح» یا Akkusativ

علامت این حالت در زبان فارسی «را» میباشد و در زبان آلمانی با تغییر حرف تعريف اسم مفعول شکل میگیرد. در این حالت اسم در جمله در جایگاه مفعول قرار دارد. بسیاری از افعال و حروف اضافه همواره در حالت مفعول بیواسطه “A” می باشند که بعدا آنها را یاد خواهیم گرفت.

تغییرات حرف تعریف اسامی بستگی به نوع آن دارد و همین طور به اینکه اسم در حالت معین است و یا نامعین و یا منفی… تغییرات مزبور در چهار حالت حرف تعریف اسامی به شرح زیر است

الف: اسامی با حرف تعریف das «خنثی» مانند: das Kind «بچه»:

بچه را «معین» das Kind

بچه ای را «نامعین» ein Kind

هیچ بچهای را «منفی» Kein Kind

جمله نمونه:

ما بچه را دوست داریم Wir lieben das Kind

توجه: فعل دوست داشتن یا lieben همواره در حالت مفعول بیواسطه “A” صرف میشود.

ب: اسامی با حرف تعریف der «مذكر». مثال: der Teppich «فرش – قالی»:

فرش را «معين» den Teppich

فرشی را «نامعین» einen Teppich

هیچ فرشی را «منفی» Keinen Teppich

جمله نمونه: .

ما به یک فرش احتیاج داریم Wir brauchen einen Teppich

توجه: فعل احتیاج داشتن یا brauchen نیز همیشه در حالت “A” صرف میشود.

پ: اسامی با حرف تعریف die «مؤنث». مثال: die Frau «خانم»:

خانم را «معین» die Frau

خانمی را «نامعين» eine Frau

هیچ خانمی را «منفی» Keine Frau

جمله نمونه:

هادی با خانمی ازدواج میکند Hadi heiratet eine Frau

توجه: فعل ازدواج کردن یا heiraten همواره در حالت “A” صرف میشود.

ت: اسامی با حرف تعریف die «حالت جمع». مثال: die Kinder «بچه ها»:

بچه ها را «معین»  die Kinder

هیچ بچه هایی را Keine Kinder

جمله نمونه:

خانم مولر بچه ها را دوست دارد Frau Müller liebt die Kinder

توجه: حالت N و A برای اسامی با حرف تعریف das «خنثی» یکسان است.

صرف فعل sein = بودن در زمان حال

فعل sein یا بودن همواره در حالت فاعلی “N” در جمله صرف می شود که به صورت زیر می باشد زیرا از جمله افعال بی قاعده محسوب می شود:

من هستمbinIch
تو هستیBistDu
 او هستistEr-sie-Es
ما هستیمsindWir
 «توها» هستیدseidIhr
 شما هسیدsindSie 
 آنها هستندsinfsie

مثال:

رضا یک مرد است   Reza ist ein Mann

صرف فعل haben = داشتن در زمان حال

فعل haben یا داشتن همیشه در حالت مفعول بیواسطه “A” در جمله صرف میشود یعنی اینکه مفعول جمله در این حالت قرار میگیرد. این فعل نیز بی قاعده بوده و صرف آن به شرح زیر است:

من دارمhabeIch
تو داریhastDu
 او داردhatEr-sie-Es
ما داریمhabenWir
 «توها» داریدhabtIhr
 شما داریدhabenSie 
 آنها دارندhabensie

مثال: من یک برادر دارم Ich habe einen Bruder

بنابراین همانطور که در این مثال مشخص است با صرف فعل haben حرف تعریف مفعول جمله که در حالت فاعلی “der “N است بخاطر حالت مفعول بیواسطه فعل تبدیل به den و چون در اینجا در واقع برادر “Bruder” نامعین است به einen مبدل میگردد.

صرف افعال بی­قاعده در زمان حال

در صرف افعال بی قاعده در زبان آلمانی قانون گرامری ویژهای وجود ندارد بنابراین باید مصرف این گروه از افعال را به همراه خود فعل یاد گرفت. مثلا در صرف فعل fahren «سواره حرکت کردن» که بی قاعده است در زمان حال آن تغییراتی پدید می آید به این معنا که در دوم شخص و سوم شخص مفرد دارای اوملات «دو نقطه» میگردد:

من سواره میرومfahreIch
تو سواره میرویfährstDu
 او سواره میرودfährtEr-sie-Es
ما سواره مرویمfahrenWir
 «توها» سواره میرویدfahrtIhr
 شما سواره میرویدfahrenSie 
 آنها سواره میروندfahrensie

جمله نمونه:

Herr Tehrani fährt morgen nach Schiraz

آقای تهرانی فردا به سوی شیراز حرکت میکند «با وسیله نقلیه»

آموزش زبان آلمانی: صرف یک فعل بی قاعده دیگر در زمان حال:

فعل essen «خوردن»:

من میخورمesseIch
تو میخوریisstDu
 او میخوردisstEr-sie-Es
ما میخوریمessenWir
«توها» میخورندesstIhr
 شما میخوریدessenSie 
 آنها میخورندessensie

جمله نمونه:

آیا تو گوشت میخوری؟   ? Isst Du Fleisch

ضمایر شخصی

ضمایر شخصی در حالات فاعلی “N”، مفعول بیواسطه “A” و مفعول با واسطه ,”D” به شرح زیر میباشند:

منIchN(فاعلی)
مراMichA(مفعولی صریح)
بمنMirD(مفعولی غیر صریح)
توDuN(فاعلی)
توراDichA(مفعولی صریح)
به توDirD(مفعولی غیر صریح)
او «مرد»ErN(فاعلی)
او راihnA(مفعولی صریح)
به اوihmD(مفعولی غیر صریح)
او «زن»sieN(فاعلی)
او راsieA(مفعولی صریح)
به اوihrD(مفعولی غیر صریح)
آن «خنثی»EsN(فاعلی)
آن راEsA(مفعولی صریح)
به آنihmD(مفعولی غیر صریح)
ماWirN(فاعلی)
ما راUnsA(مفعولی صریح)
به ماUnsD(مفعولی غیر صریح)
توها «جمع دوستانه»IhrN(فاعلی)
آن راEuchA(مفعولی صریح)
به آنEuchD(مفعولی غیر صریح)
شماSieN(فاعلی)
شما راSieA(مفعولی صریح)
به شماIhnenD(مفعولی غیر صریح)
آنهاSieN(فاعلی)
آنها راSieA(مفعولی صریح)
به آنهاihnenD(مفعولی غیر صریح)

چند جمله بعنوان مثال برای ضمایر شخصی:

1-  من به تو یک کتاب می دهم  Ich gebe Dir, Ein Buch.

2- چه کسی از من می پرسد؟  ?Wer fragt mich

3- ما به شما حقیقت را میگوییم. Wir sagen Shnen die Wahrbeit

4- من از تو میپرسم و تو به من جواب می دهی  Ich frage Dich und Du antwortest mir

یادآوری: همانطور که قبلا هم اشاره شد حالات “A” و “D” به وسیله فعل جمله و یا حروف اضافه ای که بزودی مجموعه آنها را یاد خواهیم گرفت مشخص میشوند. مثلا باید بدانیم که فعل fragen «پرسیدن» همواره مفعول جمله را به حالت “A” و فعل antworten «جواب دادن» مفعول جمله را به حالت “D” در می آورد.

ضمایر سئوالی

بلافاصله پس از یک ضمیر سئوالی فعل صرف شده در جمله قرار میگیرد. این ضمایر بطور کلی به دو بخش تقسیم میشوند: 1- برای اشخاص ۲- برای اشیاء

1- ضمایر سئوالی برای اشخاص در حالات مختلف چنین است:

 چه کسی؟  ?Nominativ- Wer

چه کسی را؟ ?Akkusativ – Wen

به چه کسی؟ ?Dativ – Wem

چند جمله نمونه:

چه کسی اکنون در اتاق است؟ ?Wer ist jetzt im Zimmer

چه کسی را در زندگی دوست داری؟  ?Wen liebst Du im Leben

به چه کسی او حقیقت را میگوید؟  ?Wem sagt er die Wahrheit

۲- ضمایر سئوالی برای اشیاء عبارتند از:

چه – چی؟ N? – Was

چه را – چه چیزی را؟ A? – Was

مثال:    تو چه میگویی؟  ?Was sagst Du

به چه چیزی حالا احتیاج دارید؟ « چه چیزی را؟»   ?Was brauchen Sie jetzt

ساختار یک جمله ساده

یک جمله ساده معمولا از فاعل، فعل، مفعول، قید زمان و قید مکان تشکیل شده است. در زبان آلمانی می توان موارد گفته شده را در جمله جابجا نمود به شرط آنکه فعل صرف شده همواره در جایگاه دوم جمله قرار داشته و فاعل نیز یا قبل از فعل صرف شده و یا بعد از آن جای داشته باشد.

مثال:

54321
Frankfurtnach   mit dem Auto   morgen fahre   Ich   
قید مکانمفعولقید زمانفعل صرف شدهفاعل

معنی: من فردا با اتومبیل بطرف فرانکفورت حرکت میکنم.

اما می توان بخش های مختلف جمله را جابجا کرد بشرط آنکه فعل صرف شده همچنان در مکان «۲» قرار بگیرد:

 .Morgen fahre ich mit dem Auto nach Frankfurt

 .Mit dem Auto fahre ich morgen nach Frankfurt

 .Nach Frankfurt fahre ich morgen mit dem Auto

ضمیر اشاره به نزدیک das «این» و «این ها»

ضمیر اشاره به نزدیک das را می توان برای اشخاص و اشیاء در حالات مفرد و جمع بکار برد:

این خانم احمدی است. Das ist Frau Ahmadi

این یک کتاب است Das ist ein Buch

اینها گل ها هستند Das sind die Blumen

اینها کارگران هستند Das sind die Arbeiter

یادگیری اعداد در زبان آلمانی

اعداد ۱ تا ۱۰ اینگونه خوانده میشوند:

Eins: عدد 1 | Zwei= عدد 2 | Drei= عدد3 | Vier= عدد 4 | Fünf= عدد 5  |  Sechs= عدد 6 | Sieben= عدد 7 | Acht= عدد8 | Neun= عدد9 | Zehn= عدد 10

و از عدد ۱۱ تا ۲۰ این چنین خوانده میشوند:

elf=عدد11 | Zwölf= عدد12 | Dreizehn=عدد 13 | Vierzehn= عدد 14 | Fünfzehn= عدد 15 | Sechzehn= عدد 16 | Siebzehn= عدد 17| Achtzehn= عدد 18 | NeunZehn= عدد 19 | Zwanzig= عدد 20

همانطور که در اعداد ۱۶ و ۱۷ مشاهده می شود تغیراتی در آنها پدید آمده است. به این معنا که حرف “s” عدد «۶» یا Sechs در عدد «۱۶» و یا Sechzehn حذف شده و «زک سِن» خوانده میشود. همین طور دو حرف آخر عدد« sieben  7» در عدد«Siebzehn  17» حذف گردیده است.

از عدد ۲۱ تا ۹۹ ابتدا عدد کوچکتر و سپس کلمه und «و» و سرانجام عدد بزرگتر بیان می شود. در این اعداد آنچه که قبلا حذف شده بود بار دیگر بجای خود باز میگردند. مانند:

26 = Sechsundzwanzig

27 = Siebenundzwanzig

اعداد زیر اینگونه خوانده می شوند:

10 = Zehn

20 = zwanzig

30 = dreissig

40 = vierzig

50 = funfzig

60 = sechzig

70 = siebzig

80 = achtzig

90 = neunzig

100 = hundert = einhundert

همانطور که ملاحظه میشود در اعداد «۶۰» و «۷۰» به ترتیب حرف و عدد «ع» و en عدد «7» حذف می شوند. علاوه بر آن در عدد «۳۰» تغییر کوچکی وجود دارد که آن دو حرف S به جای Z میب اشد. از عدد ۱۰۱ به بعد ابتدا عدد بزرگتر و سپس عدد کوچکتر بیان می شود با توجه به اینکه کلمه und «و» نیز حذف میگردد.

مانند:

105 = hundertfinf

146 = hundertsechsundvierzig

اعداد زیر اینگونه خوانده می شوند:

100 = hundert

200 = Zweihundert

300 = dreihundert

إلى آخر ……..

پیشوندها

 پیشوندها در ابتدای بعضی از مصدرها قرار دارند و بر دو نوع میباشند:

1- پیشوندهای جداشدنی ۲- پیشوندهای جدانشدنی

1- پیشوندهای جداشدنی : پیشوندهایی هستند که به هنگام صرف مصدر در جمله که به صورت فعل در می آید به آخرین نقطه جمله منتقل می شوند. این پیشوندها عبارتند از:

abanausaufeinummitzusammenzurückvor

چند مثال :

 .Der Zug fährt heute um 7 Uhr von köln nach Hamburg ab

قطار امروز ساعت ۷ از کلن به طرف هامبورگ عزیمت می کند.

 .Das kind macht die Fenster auf

بچه پنجره ها را باز میکند

 .Wir kommen morgen wieder zurück 

 ما فردا دویاره برمیگردیم

 به این ترتیب افعال abfahren «عزیمت کردن» _aufmachen «بازکردن» و Zurückkommen «بازگشتن» که دارای پیشوند جداشدنی هستند به هنگام صرف در جمله پیشوند خود را به آخرین نقطه منتقل میکنند.

۲- پیشوندهای جدانشدنی : پیشوندهایی هستند که به هنگام صرف مصدر در جمله از آن جدا نمیشوند. این پیشوندها عبارتند از:

beerver –  entgemisswiderzer

چند مثال:

 .Ich besuche heute Frau Mayer

من امروز خانم مایر را ملاقات میکنم.

 .Die Schuler verstehen das Wort nicht

دانش آموزان کلمه را نمیفهمند.

 .Der Lehrer erklart die Regel

معلم قاعده را توضیح می دهد.

در in – an: یکی از معانی دو کلمه in و an كلمه «در» می باشد که در این صورت حرف تعریف اسم بعد از آن در حالت D خواهد بود: از کلمه an «در» برای اوقات روز «به استثنای شب die Nacht» و همینطور هفت روز هفته استفاده میکنیم که حرف تعریف همه آنها در حالت مفرد der می باشد.

مانند:

قبل از ظهر  Der Vormittag

در قبل از ظهر an dem “am” Vormittag

غروب – شب Der Abend

در غروب – در شب an dem “am” Abend

دوشنبه Der Montag

در دوشنبه an dem “am” Montag

آدینه – جمعه Der Freitag

در آدینه – در جمعه an dem “am” Freitag

از کلمه In به معنی «در» برای چهار فصل سال، شب و همینطور ماه های سال استفاده می کنیم که این کلمه نیز حرف تعریف اسم بعد از خود را به حالت D در می آورد:

بهار Der Frühling

در بهار in dem “im” Frühling

شب die Nacht

در شب in der Nacht

ماه فوریه der Februar

در ماه فوریه in dem “im” Februar

جایگاه اسامی در جمله

در یک جمله اول مفعول باواسطه «D» و سپس مفعول بیواسطه «A» قرار میگیرد. مانند

من به برادر خودنویس را میدهم. Ich gebe dem Bruder den Füller

اما اگر به جای این دو اسم ضمیر شخصی مربوط به آنها جای بگیرد در این صورت اول ضمیر شخصی در حالت A و سپس در حالت D بکار گرفته میشود:

مثال: من میدهم آن را به او .Ich gebe ihn ihm

توجه : ضمير شخصی همیشه بجای حرف تعریف اسم قرار میگیرد.

ضمایر ملکی در حالت فاعلی «N»

ضمایر ملکی بجای حرف تعریف اسم قرار میگیرند و به کارگیری آنها برای اشخاص مختلف با توجه به حرف تعریف اسمی که میبایستی به مالکیت شخص درآید بشرح زیر است:

توجه:

 1- همانطور که در جدول صفحه قبل مشاهده می شود ضمایر ملکی فقط برای ضمیر شخصی «توها

ihr» دچار تغییراتی میگردد.

۲- ضمایر ملکی فوق به هنگامی در جمله به کار می روند که اسم در حالت فاعلی «N» باشد. در حالات دیگر این ضمایر ملکی بجای حرف تعریف اسم قرار گرفته و تغییرات مربوطه را قبول میکنند.

مثال :

1- من به خودنویس تو احتیاج دارم «حالت آکوزاتیو – مفولی بی واسطه » Ich brauche Deinen Füller

2- او کتابی را به پدرم میدهد «حالت داتیو – مفولی با واسطه»    .Er gibt meinem Vater ein Buch

مثال :

حال … چطور است؟  Wie geht es … ? Dative

حال تو «شما» چطور است؟ ?”Wie geht es Dir “ihnen

حروف اضافه با حالت مفعول با واسطه «D»

قبلا گفتیم که بعضی از افعال و حروف اضافه، حرف تعریف اسم یا ضمیر شخصی بعد از خود را به حالت D در می آورند. در اینجا حروف اضافه با حالت مفعول باواسطه «D» بیان میشوند که عبارتند از:

از «برای مدت زمان» seit – از von – با mit – بعد از nach – از aus

روبروی – مقابل gegenüber – به سوی «شخص یا مکان» zu – نزد – پیش bei »

توجه : تمام این حروف اضافه قبل از اسم و یا ضمیر شخصی قرار میگیرند بغیر از حرف اضافه gegenüber «روبروی» که اغلب بعد از اسم و یا ضمیر شخصی بکار برده می شوند. مثال:

1- ما با تو به طرف بن حرکت میکنیم .Wir fakuren mit Dir nach Bonn

2- من بعد از غذا یک فنجان قهوه می نوشم .Ich trinke nach dem Essen eine Tasse Kaffee

اما:

3- پدر من مقابل سینما اقامت دارد .Mein Vater wohnt dem Kino gegen liber

علائم اختصاری

 بعضی از حروف اضافه با حرف تعریف اسم بعد از خود به این شرح ادغام میشوند:

von dem = vom

zu dem = zum

zu der = zur

bei dem = beim

an dem = am

in den = im

in das = ins

مثال:

ما اکنون در سینما هستیم Wir sind jetzt in dem “im” Kino

  بچه ها به سوی مدرسه میروند Die Kinder gehen zu der “zur” Schule

حروف اضافه با حالت مفعول بیواسطه «A»

بعضی از حروف اضافه نیز حرف تعریف اسم یا ضمیر شخصی بعد از خود را به حالت “A” در می آورند. این حروف اضافه عبارتنداز:

از وسط – بوسیله durch          بدون ohne          برای fur         در امتداد entlang       به خاطر um    برضد ۔ عليه gegen

تمام این حروف اضافه قبل از اسم یا ضمیر شخصی قرار میگیرند بغیر از حرف اضافه entlang «در امتداد» که همیشه بعد از اسم یا ضمیر شخصی بکار برده می شود.

مانند:

 .Hadi bestellt für seinen Bruder eine Tasse Kaffee

هادی برای برادرش یک فنجان قهوه سفارش میدهد.

 .Ich gehe nicht ohne meinen Sohn ins Kino

من بدون پسرم به سینما نمی روم

اما:

 .Das Auto fährt die Strasse entlang

اتومبیل در امتداد خیابان حرکت می کند.

قید زمان

 اگر در آخر اوقات روز و هفت روز هفته که اسم هستند حرف «S» را اضافه کنیم تبدیل به قید زمان می شوند که نشانه تکرار کاری است.

مانند:

ظهر der Mittag

ظهرها mittags

صبح der Morgen

صبحها morgens

یکشنبه der Sonntag

یکشنبه ها  sonntags

دوشنبه  der Montag

دوشنبه ها montags

چند جمله نمونه :

1- .Ich stehe morgens um 7 Uhr auf

من صبحها ساعت ۷ از خواب بیدار میشوم

2-. Mein Vater arbeitet suntags nicht

پدرم یکشنبه ها کار نمیکند

3- .Wir gehen abends spazieren

ما شبها به گردش میرویم

توجه: از ابتدای غروب تا ۱۲ شب برای سلام گفتن از کلمه Abend استفاده می شود. مثال:

شب بخیر آقای مولر؛ Guten Abend Herr Müller

حروف ربط

بعد از این حروف ربط در جمله، فاعل قرار میگیرد و نه فعل صرف شده:

بلکه sondern – چون denn – یا oder – اما – ولی aber – و und

مثال :

1- .Ich bin Jung aber Mehdi ist alt

من جوان هستم اما مهدی پیر است

2- .Hadi liest ein Buch und Mina schreibt einen Brief

هادی یک کتاب می خواند و مینا یک نامه مینویسد

3- .Mein Vater arbeitet nicht sondern er trinkt eine Tasse Tee

پدرم کار نمیکند بلکه او یک فنجان چای می نوشد.

افعال کمکی یا معین در زمان حال = die Modalverber

افعال کمکی افعالی هستند که در جمله به کمک فعل دیگر جمله می آیند که در این صورت خود فعل کمکی صرف شده و نسل دیگر به صورت مصدر به آخرین نقطه جمله منتقل می شود.

افعال کمکی عبارتند از:

1- müssen = مجبور بودن     2- wollen = خواستن    3- können     4- möchten = مایل بودن

5- sollen = بایستن        6- mögen = میل داشتن، دوست داشتن        7- dürfen = اجازه داشتن

8 – warden = شدن          9- lassen = گذاشتن، اجازه دادن  

و همینطور سه فعل:

کمک کردن helfen – شنیدن hören – دیدن schen

این سه فعل، افعال شبه کمکی نامیده میشوند زیرا آنها می توانند در یک جمله به تنهایی و بدون فعل دیگری نیز صرف شده و جمله کاملی را شکل دهند.

توجه:

1- دوستان عزیز دقت کنند که اگر در جمله با یکی از افعال معين، فعل دیگر دارای پیشوند جداشدنی باشد در این صورت فعل مزبور با پیشوند خود به صورت مصدر به آخرین نقطه جمله منتقل میگردد.

۲- برای سؤالی کردن اینگونه جملات کافیست فعل معین جای خود را با فاعل عوض کرده و در ابتدای جمله قرار بگیرد.

۳- فعل دیگر جمله که به صورت مصدر در آخرین نقطه جمله قرار دارد اگر حالت او یا A را دارا باشد در این صورت حرف تعریف مفعول را این فعل به حالت D و یا A در می آورد و نه فعل کمکی صرف شده…

از آنجایی که تمام افعال کمکی و شبه کمکی بغیر از فعل کمکی möchten و فعل شبه – کمکی hören در زمان حال بطور بی قاعده صرف میشوند بنابراین میبایستی صرف و آنها را بشرح زیر به صورت جداگانه یاد گرفت:

1- missen = مجبور بودن

من مجبورمmussIch
 تو مجبوریmusstDu
 او مجبور استmussEr-sie-Es
ما مجبوریمmüssenWir
 «توها» مجبوریدmüsstIhr
شما مجبوریدmüssenSie
آنها مجبورندmüssensie

 

مثال :

1- .Er muss sofort nach Hamburg fahren

1- او مجبور است «باید» فورا به طرف هامبورگ حرکت کند.

2- ?Wann musst Du in Berlin ankommen

2- چه موقع تو مجبور هستی «باید» وارد برلین شوی؟

2- Wollen = خواستن

من میخواهمwillIch
تو می خواهیwillstDu
او می خواهدwillEr-sie-Es
 ما می خواهیمwollenWir
«توها» می خواهیدwolltIhr
 شما میخواهیدwollenSie
آنها می خواهندwollensie

 

مثال :

 ?Was Wollen Sie in Munchen studieren

 شما در مونیخ چه می خواهید تحصیل کنید؟

 ?Ich will in Manchen Medizin studieren

 من میخواهم در مونیخ پزشکی تحصیل کنم

توجه: هر فعل کمکی را که سؤال کننده در جمله سؤالی خود بکار برد پاسخ دهنده نیز باید در جواب همان فعل کمکی را مورد استفاده قرار دهد. مثال: جمله بالا «فعل wollen»

3- kannen = توانستن

من میتوانمkannIch
تو می توانیkannstDu
او می تواندkannEr-sie-Es
ما می توانیمkönnenWir
«توها» میتوانیدkönntIhr
شما میتوانیدkönnenSie 
آنها میتوانندkönnensie

مثال :

 می توانی به من ۱۰۰ مارک قرض بدهی؟

 ?kannst Du mir 100 Mark leihen

 بله، من می توانم به تر ۱۰۰ مارک قرض بدهم.

. ja, ich kann Dir 100 Mark beihen

 توجه:

1- به هنگام نوشتن ضمیر شخص مخاطب مانند تو – شما و یا توها نخستین حرف آنها | بزرگ نوشته می شود

مانند:

?Können Sie mit mir nach köln kommen

می توانید شما با من به کلن بیایید؟

۲- ضمير مخاطب ihr «توها» برای مخاطب قرار دادن چند دوست و یا وابستگان نزدیک و یا کودکان مورد استفاده قرار میگیرد.

مانند:

?Könnt ihr Fussball spielen

می توانید «توها» فوتبال بازی کنید؟

ما در زبان فارسی بجای «توها» معمولا «شماها» میگوییم.

4- machten = مایل بودن

من مایل هستمmöchteIch
تو مایل هستیmöchtestDu
او مایل استmöchteEr-sie-Es
ما مایل هستیمmöchtenWir
«توها» مایل هستیدmöchtetIhr
 شما مایل هستیدmöchtenSie 
 آنها مایل هستندmöchtensie

مثال:

.Ich möchte Sie morgen besuchen

من مایل هستم شما را فردا ملاقات کنم

 توجه:

به کار بردن فعل möchten مؤدبانه تر از فعل Wollen میباشد.

5- Sollen = بایستن

من بایستیsollIch
تو بایستیsollstDu
او بایستیsollEr-Sie-Es
ما بایستیsollenWir
«توها» بایستیsolltIhr
شما بایستیsollenSie –
آنها بایستیsollensie

مثال : چه بایستی به تو هدیه کنم؟

Was soll ich Dir schenken

?Ihr

6 – mögen = میل داشتن = دوست داشتن

من میل دارم – من دوست دارمmagIch
تو میل داریmagstDu
او میل داردmagEr-sie-Es
ما میل داریمmögenWir
«توها» میل داریدmögtIhr
شما میل داریدmögenSie 
آنها میل دارندmögensie

مثال :

من گوشت میل ندارم – من گوشت دوست ندارم.

Ich mag kein Fleisch.

7 – dürfen = اجازه داشتن

من اجازه دارمdarfIch
تو اجازه داریdarfstDu
 او اجازه داردdarfEr-Sie-Es
ما اجازه داریمdürfenWir
«توها» اجازه داریدdürftIhr
شما اجازه داریدdürfenSie –
آنها اجازه دارندdürfensie

مثال:

بچه ها اجازه ندارند در پارک بازی کنند.

Die kinder dürfen nicht im park spielen.

8 – Werden = شدن

توجه: از فعل werden «شدن» برای ساختن زمان آینده نیز استفاده میشود:

من خواهم – من می شومwerdeIch
تو خواهی ۔ تو می شویwirstDu
او خواهد – او می شودwerdeEr-Sie-Es
ما خواهیم – ما میشویمwerdenWir
«توها» خواهید – تو ها می شویدwerdetIhr
شما خواهید – شما می شویدwerdenSie –
آنها خواهند – آنها می شوندwerdensie

مثال:

من خسته میشوم

ich werde müde.

مثال دیگر:

برادر من در فرانکفورت تحصيل خواهد کرد.

 Mein Bruder wird in Frankfurt Studieren

توجه:

هرگاه گوینده روی فعل werden تأکید کند نشانه آن است که او کار مربوط به جمله را و حتما انجام خواهد داد. مثال:

من به زودی ازدواج خواهم کرد «اینکار حتمی است».

Ich werde bald heiraten.

9 – Lassen = گذاشتن – اجازه دادن

من میگذارم. من اجازه می دهمlasseIch
تو میگذاریlässtDu
او میگذاردlässtEr-Sie-Es
ما میگذاریم اجازه می دهیمlassenWir
«توها» میگذاریدlasstIhr
شما میگذاریدlassenSie –
آنها می گذارندlassensie

مثال:

Ich lasse die Kinder im park spielen.

من میگذارم «اجازه میدهم» بچه ها در پارک بازی کنند.

Mein Bruder lässt sich ein Haus bauen.

برادرم میگذارد برایش یک خانه بنا کنند «بسازند».

و صرف افعال شبه کمکی :

1- Sehen = دیدن

من میبینمseheIch
تو می بینیsiehstDu
او میبیندsiehtEr-sie-Es
ما می بینیمsehenWir
«توها» میبینیدsehtIhr
شما می بینیدsehenSie 
آنها میبینندsehensie

مثال:

Sie sieht die Arbeiter auf der Strasse arbeiten.

او میبیند کارگران در خیابان کار میکنند.

2 – hören = شنیدن

من میبینم تhöreIch
و می بینیhörstDu
او میبیندhörtEr-sie-Es
ما می بینیمhörenWir
«توها» میبینیدhörtIhr
شما می بینیدhörenSie 
آنها میبینندhörensie

مثال:

Wir hören Frau Petra singen.

ما می شنویم خانم پترا آواز می خواند.

Wir helfen

ich helfe

3 – helfen = کمک کردن

من کمک می کنمhilftIch
تو کمک میکنیhilfstDu
 او کمک میکندhilftEr-sie-Es
ما کمک میکنیمhelfenWir
«توها» کمک می کنیدhelftIhr
شما کمک می کنیدhelfenSie 
آنها کمک میکنندhelfensie

مثال:

.Mein Bruder hilft der Mutter den Koffer tragen

برادرم به مادر کمک می کند چمدان را حمل کند.

پرسیدن و دانستن ساعت

با استفاده از یکی از جملات زیر میتوان ساعت را از کسی پرسید اما در کشورهای او آلمانی زبان معمولا از جمله نخست برای این منظور استفاده میشود:

ساعت شما چنداست «ساعت تو چند است» ؟

1- ?Wie spät haben Sie “/ hast Du

ساعت چند است؟

2- ?Wie spät ist es

ساعت چند است؟

3- ?Wieviel Uhr ist es

در جواب میگوییم:

3 = Es ist dre Uhr

ساعت ۳ است.

3/05 = Es ist 5 “Minuten” nach drei

 ۵ «دقيقه» از ساعت ۳ گذشته.

—————————————————–

3/10 = Es ist 10 “Minuten” nach 3

 ۱۰ «دقیقه» از ساعت ۳ گذشته.

—————————————————–

3/15 = Es ist Viertel “ein viertel” nach 3

یک ربع از ساعت 3 گذشته.

و یا

.Es ist Viertel nach “vier”

یک ربع از ساعت 3 گذشته.

——————————————————

3/20 =. Es ist 20 “Minuten” nach 3

20 دقیقه از ساعت 3 گذشته.

و یا

.Es ist 10 “Minuten” vor halb vier “4”

——————————————————–

3/25 = .Es ist 25 “Minuten” nach 3

بیست دقیقه از ساعت 3 گذشته.

و یا

.Es ist 5 “Minuten” vor halb vier


3/30 = Es ist hall vier.

3/35 = Es ist 5 “Minuten” nach halb vier.

Es ist 25 “Minuten” vor 4.

و یا

3/40 = Es ist 10 “Minuten” nach halb vier.

Es ist 20 “Minuter” vor 4.

و یا

3/45 = Es ist Viertel “ein Viertel” vor 4

Es ist drei Viertel 4

و یا

3/50 = Es ist 10 “Minuten” vor vier.

3/55 = Es ist 5 “Minuten” vor vier.

4/00 = Es ist 4 hr.

توجه:

۱- آنچه را که در بالا داخل پرانتز قرار دارد می توان به هنگام گفتن ساعت بیان کرد و می توان بیان نکرد.

۲-کلمه vor به معنای قبل از کلمه nach به معنای بعد از وکلمه halb به معنای نصف و یا نیم می باشد.

۳ – بعد از گذشت ۳۰ دقیقه اول می بایستی ساعت بعدی را بیان نمود.

مثال: ساعت ۱۰ «دقیقه» مانده به «۶»

5/50 = Es ist 10 “Minuten” vor Sechs ”6”

و یا: ساعت ۱۰ «دقیقه» قبل از «۶» است.

ضمیر اشاره به نزدیک dies «این»

ضمیر اشاره به نزدیک dies به جای حرف تعریف اسم قرار میگیرد و در حالت اسم همانند حرف تعریف، علایم گفته شده را قبول میکند.

مثال :

مرد Der Mann

این مرد dieser Mann

کتابDas Buch

این کتاب dieses Buch

مردها Die Männer

این مردها Diese Männer

خانم Die Frau

این خانم ها diese Frau

اسامی فوق در حالت فاعلی “N” هستند. برای حالات دیگر نیز ضمیر اشاره به نزدیک dies دچار تغییرات مربوطه میگردد.

مثال :

برای دوست für den Freund

برای این دوست für diesen Freund

با بچه mit dem Kind

با این بچه mit diesem Kind

مادر بچه Die Mutter des Kindes

مادر این بچه Die Mutter dieses Kindes

بچه های مدرسه Die Kinder der Schule

بچه های این مدرسه Die Kinder dieser Schule

حروف اضافه با حالت A و D:

ما قبلا با حروف اضافه با حالت D و همینطور با حالت A آشنا شدهایم و اینک می خواهیم حروف اضافهای را یاد بگیریم که در جمله، هم با حالت A و هم با حالت D بکار گرفته می شوند. این حروف اضافه عبارتنداز:

بالای über

جلوی vor

عقب hinter

مابین zwischen

در -بسوی in

روی ۔ کنار an

جنب neben

روی auf

زیر unter

برای تشخیص اینکه حروف اضافه مزبور در جمله با حالت A هستند یا B در واقع دو شیوه وجود دارد:

الف – اگر فاعل در جمله دارای حرکت باشد یعنی اینکه برای انجام فعل باید خود را حرکت بدهد در این صورت این گونه حروف اضافه با حالت A می باشند در غیر این صورت با حالت D می باشند.

مثال ها:

  .Ich gehe mit meinem Bruder in das “ins” Kino

 من با برادرم به سینما میروم.

در اینجا فاعل «من» می بایستی برای رفتن به سینما حرکت کند.

 .Ich bin mit meinem Bruder in derm “im” Kino

 من با برادرم در سینما هستم

اما در اینجا فاعل «من» در سینما است بنابراین حرکتی برای رفتن به این مکان انجام نمیدهد.

ب – شیوه دیگر آن است که اگر به هنگام سئوال در مورد کار فاعل از کلمه wohin «بکجا» استفاده شود حرف اضافه جمله با حالت A و اگر با کلمه Wo «کجا» باشد حرف – اضافه مربوط به حالت D می باشد.

چند مثال:

به کجا شما میروید؟

Wohin gehen Sie?

Ich gehe mit meinem Bruder in das “ins” Kino.

 و من با برادرم به سینما می روم «حرف اضافه in با حالت A است».

حالا شما کجا هستید؟

Wo sind Sie jetzt?

Ich bin mit meinem Bruder in dem “im” Kino.

من با برادرم در سینما هستم حرف اضافه in با حالت D است».

مثال دیگر :

Mein Vater lässt die Bücher auf den Tisch.

پدرم کتاب ها را روی میز میگذارد «حرف اضافه auf با حالت A است».

Die Bücher liegen auf dem Tisch.

کتابها روی میز قرار دارند.

در این حالت حرف اضافه auf با حالت D است زیرا حرکتی در این جمله مشاهده نمی شود.

علایم اختصاری

 می توان حرف اضافه را با حرف تعریف اسم بعد از آن ادغام نمود و آن را به صورت اختصاری در آورد مانند:

an das = ans.

an dem = am

in dem = im

in das = ins

۳- حالت مفعول با واسطه با Dativ

علامت این حالت در زبان فارسی به می باشد. بسیاری از افعال و همین طور بعضی از حروف اضافه همانطور که قبلا یاد گرفتیم با این حالت در جمله به کار برده می شوند.

در زبان آلمانی با تغییر حرف تعریف امامی و با توجه به حرف تعریف آنها این حالت به شرح زیر شکل میگیرد:

  1. اسامی با حرفها تعریف das «خنثی»

مثلا: das Kind «بچه»

من به بچه شوکولات می دهم «معين».

Ich gebe dem Kind Schokolade.

امن به بچهای شوکولات می دهنم «نامعین».

 Ich gebe einem Kind Schokolade

من به هیچ بچه ای شوکولات نمی دهم «منفی».

Ich gebe keinen Kind Schokolade

.

۲- اسامی با حرف تعریف der «مذكره»

مثلا: der Mann «مرد».

Sie Zahlen dem Mann 10 Mark.

آنها به مرد ۱۰ مارک پرداخت میکنند «معین»

Sie zahlen einen Mann 10 Mark.

آنها به مردی ۱۰ مارک پرداخت میکنند «نامعین»

Sie Zahlen keinem Mann 10 Mark.

آنها به هیچ مردی ۶۰ مارک پرداخت نمیکنند «منفی»

توجه:

در مثال های گفته شده در فعل geben «دادن» و zahlen «پرداخت کردن» با حالت D در جمله بکار برده می شوند.

۴- اسامی با حرف تعریف die «مؤنث»

مثلا: die Frau «خانم»

Mein Bruder Schenkt der Frau die Blumen.

برادرم به خانم گلها را هدیه میدهد «معین»

AMein Bruder Schenkt einer Frau die Blumen.

برادرم به خانمی گلها را هدیه میدهد «نامعین» |

Mein Bruder Schenkt Keiner Frau die Blumen.

برادرم به هیچ خانمی گلها را هدیه نمیدهد «منفی بطور مطلق»

۴- اسامی با حرف تعریف die «اسم جمع»

مثلا: die Kinder «بچه ها»

Der Grossvater spielt mit den Kindern im park.

پدر بزرگ با بچه ها در پارک بازی می کند

توجه :

۱- فعل Schenken «هدیه دادن» همواره در جمله با حالت D است.

۲- در اسامی با حرف تعریف جمع در حالت D اگر در آخر اسم جمع حرف n نباشد به آخر آن حرق n اضافه می شود. مثال شماره ۴ «اسامی با حرف تعریف die «اسم جمع».

۳- همانطور که قبلا یاد گرفتیم حرف اضافه mit «با» همواره با حالت D است بنابراین در مثال مربوط به اسامی با حرف تعریف die «جمع»، اسم مفعول جمله Kinder” “die را به حالت D در آورده است.

۴- همانطور که ملاحظه شد اسامی با حرف تعریف das و der در حالت D تغییرات یکسانی را دارا می باشند.

۵- همانطور که قبلا هم اشاره شد حالات اسم مفعول در جمله به وسیله فعل یا حرف اضافه جمله مشخص می شود. مثلا فعل lieben «دوست داشتن» همواره اسم مفعول جمله را به حالت A و فعل geben «دادن» اسم مفعول را در حمله به حالت D در می آورد.

مانند:

من بچه ها را دوست دارم «حالت A»

Ich liebe die Kinder

ما شوکولات به بچه ها می دهیم «حالت D»

Wir geben alem Kinderm Schokolade

۴- حالت اضافه ملكي يا GENETIV

در این حالت دو اسم در جمله در کنار هم قرار میگیرند در حالیکه اسم اول به اسم دوم مربوط می شود یا به عبارت روشن تر متعلق به اسم دوم میگردد. در زبان فارسی علامت این حالت کسرهای است که در زیر آخرین حرف اسم اول قرار می گیرد.

مانند : کتابِ دوست – مدرسه بچه ها

در زبان آلمانی بجای کسره تغییراتی در حرف تعریف، و همینطور پایان اسم دوم با توجه به حرف تعریف، آنها صورت میگیرد که این تغییرات به شرح زیر می باشد:

1- اسم دوم با حرف تعریف das «خنثی»

 مثال: das Kind «بچه»

Die Mutter des Kindes ist krank.

مادر بچه بیمار است «معین»

Die Mutter eines Kindes ist krank

مادر بچه ای بیمار است «نامعین»

Die Mutter keines Kindes ist krank.

مادر هیچ بچه ای بیمار نیست «منفی»

۲- اسم دوم با حرف تعریف der «مذكره»

مثال : der Mann «مرد»

Das Auto des Mannes ist kaputt.

اتومبیل مرد خراب است «معین»

Das Auto eines Mannes ist kaputt.

اتومبیل مردی خراب است «نامعین»

Das Auto keines Mannes ist kaput.

اتومبیل هیچ مردی خراب نیست «منفی»

ويا :

بچه های راننده بیمار هستند «معین»

Die Kinder des Fahrers sind krank .

بچه های راننده ای بیمار هستند «نامعین».

Die Kinder eines Fahrers sind krank

بچه های هیچ راننده ای بیمار نیستند «منفی»

Die Kinder keines Fahrers sind krank.

توجه:

۱- اسامی دوم با حرف تعریف das و der اگر دارای یک سیلاب باشند در حالت G به آخر آنها دو حرف es اضافه می شود و اگر از یک سیلاب بیشتر باشند در آخر آنها فقط حرف s اضافه میشود.

۲- اسامی دوم با حرف تعریف das و der در حالت اضافه ملکی «G» دارای تغییرات یکسان می باشند.

٣- اسم دوم با حرف تعریف die «مؤنث»

مثال : die Frau «خانم»

 Der Ehemann der Frau ist tot.

شوهر، خانم مرده است «معین»

Der Ehemann einer Frau ist tot

شوهر خانمی مرده است «نامعین»

Der Ehemann keiner Frau ist tot

شوهر هیچ خانمی نمرده است «منفی»

۴ – اسم دوم با حرف تعریف die « جمع»

مثال : die Kinder «بچه ها»

Die Schule der Kinder liegt der post gegenüber.

مدرسه بچه ها مقابل اداره پست قرار دارد «معین»

توجه: به آخر اسامی دوم با حرف تعریف die «مؤنث» و die «جمع» دو حرفی es و یا S اضافه نمیشود.

زمان گذشته و با ماضی imperfekt

زمان ماضی افعال بی قاعده را باید همانند زمان حال و ماضی نقلی شان بطور جداگانه یاد گرفت اما زمان ماضی افعال با قاعده مانند زمانهای دیگر آنها دارای قانون گرامری مشخص است. این زمان اکثرا در نوشتن بکار برده می شود در صورتی که برای بیان کاری که در گذشته انجام شده است، بهنگام صحبت و گفتگو اکثرا از زمان ماضي نقلی استفاده می شود.

بطور کلی در زمان ماضي فاعل کاری را انجام داده و در همین زمان نیز بپایان میرساند.

طرز ساختن زمان ماضی از افعال با قاعده

برای ساختن زمان ماضی از یک فعل با قاعده باید ابتدا علامت مصدری فعل مورد نظر «en و یا n» را حذف کرده و سپس علایم زیر را به آخر آن اضافه کنیم.

مثال : فعل sagen «گفتن»

من گفتمsagteIch
تو گفتیsagtestDu
او گفتsagteEr-Sie-Es
ما گفتیمsagtenWir
«توها» گفتیدsagtetIhr
شما گفتیدsagtenSie –
آنها گفتندsagtensie

اما همانند زمان حال اگر پس از حذف علامت مصدری «en و یا m)، مصدر به حرف d و یا t ختم شد آنوقت در علایم بالا برای آسانی بیان تغیراتی بشرح زیر صورت میگیرد.

مثال :

فعل antworten « پاسخ دادن» :

من پاسخ دادمAntwort (e)teIch
تو پاسخ دادیAntwort (e)testDu
او پاسخ دادAntwort (e)teEr-Sie-Es
ماپاسخ دادیمAntwort (e)tenWir
«توها» پاسخ دادیدAntwort (e)tetIhr
شما پاسخ دادیدAntwort (e)tenSie –
آنها پاسخ دادندAntwort (e)tensie

توجه : همانطور که قبلا اشاره شد زمان گذشته «ماضی» هریک از افعال بی قاعده را باید بطور جداگانه یادگرفت مثلا فعل gehen «رفتن» در زمان گذشته «ماضی» اینگونه صرف می شود:

من رفتمgingIch
تو رفتیgingstDu
او رفتgingEr-Sie-Es
ما رفتیمgingenWir
«توها» رفتیدgingtIhr
شما رفتیدgingenSie –
آنها رفتندgingensie

ضمایر انعکاسی

ضمایر انعکاسی بر ۲ نوع می باشند:

1- ضمایر انعکاسی که عمل جمله را مستقیما به فاعل بر میگردانند که در این صورت این ضمایر با حالت A می باشند «بدون مفعول»

۲- ضمایر انعکاسی که عمل جمله را مستقیما به فاعل برنمیگردانند که در این صورت این ضمایر با حالت D می باشند و مفعول نیز وجود دارد. باید دانست که در زبان آلمانی بعضی از افعال همواره با ضمایر انعکاسی با حالت A صرف می شوند که ما آنها را با ضمیر انعکاسی sich مشخص میکنیم. مانند فعل sich freuen «خوشحال شدن».

الف – صرف ضمایر انعکاسی که عمل جمله را مستقیما به فاعل برمیگردانند با حالت هم به این شرح است:

من خوشحال میشومfreue michIch
تو خوشحال میشوىfreust DichDu
او خوشحال می شودfreut sichEr-Sie-Es
ماخوشحال می شویمFreuen unsWir
«توها» خوشحال می شویدfreut euchIhr
شماخوشحال می شویدfreuen sichSie –
آنها خوشحال می شوندfreuen sichsie

نکته: در این حالت مفعول وجود ندارد.

توجه :

ا- ضمایر انعکاسی در جمله بلافاصله پس از فعل صرف شده قرار میگیرند.

۲- افعالی که با ضمیر انعکاسی sich مشخص شده و در زبان آلمانی چندان زیاد هم نمیباشند حتما باید بهنگام صرف شدن در جمله بهمراه ضمایر انعکاسی با حالت A باشند. ما در آینده با چند فعل دیگر که چنین ویژه گی را دارا می باشند در این کتاب برخورد خواهیم کرد.

ب – ضمایر انعکاسی که عمل جمله را مستقیما به فاعل برنمی گردانند که در این صورت این ضمایر با حالت D میباشند.

در این حالت عمل جمله مستقیما به خود فاعل باز نمیگردد بلکه مثلا برروی عضوی از اعضای او انعکاس می یابد.

مثال : فعل Waschen «شستن»

Ich wasche mir das Gesicht

من صورت خودم را می شویم

Du wäschst Dir das Gesicht

تو صورت خودت را میشویی

er-sie-es wäscht sich das Gesicht

او صورت خودش را میشوید

Wir waschen uns das Gesicht

ما صورت خودمان را میشوییم

Ihr wascht euch das Gesicht

«توها» صورت خودتان را میشویید

Sie waschen sich das Gesicht

شما صورت خودتان را میشویید

sie waschen sich das Gesicht

آنها صورت خودشان را میشویند

توجه:

۱- همانطور که در مثال بالا ملاحظه میشود در این حالت ضمایر انعکاسی با حالت D می باشد.

۲- در حالت «ب» حتما میبایستی مفعول وجود داشته باشد که همواره حرف تعریف آن با حالت A است همانطور که در مثال بالا مفعول که das Gesicht است حرف تعریف آن با حالت A بیان شده است که همان das Gesicht می باشد.

۳- ضمير انعکاسی Sich برای سوم شخص مفرد در هر دو حالت «الف» و «ب» یکسان است و همینطور این ضمیر انعکاسی برای ضمایر شخصی در حالت جمع غایب « آنها sie» و ضمیر شخصی شما «Sie» در هر دو حالت مزبور مشابه یکدیگر می باشند.

صرف فعل دانستن « wissen»

فعل دانستن از جمله افعال بیقاعده محسوب میشود بنابراین مصرف آن در زمان حال و گذشته همانند افعال با قاعده نیست بلکه به این شرح است.

زمان حال:

من میدانم ich Weiss

 تو میدانی Du weisst

 او می داند er-sie-es weiss

 ما می دانیم wir wissen

 «توها» میدانید Ihr wisst

 شما می دانید Sie wissen

آنها میدانند sie wissen

ماضی فعل wissen «دانستن» در سوم شخص مفرد می شود «wusste»

مثال:

من می دانستم ich wusste

تو میدانستی Du wusstest

 او میدانست Er-Sie-Es wusste

إلى آخر …

توجه کنید: منفی فعل مزبور در زمان حال چنین است:

من آن را نمیدانم ich weiss es nicht

بنابراین در حالت منفی می بایستی ضمیر نامعين es را در جمله بکار برد.

زمان ماضی نقلی یا Perfekt

وقتیکه از گذشته صحبت میشود از زمان ماضی نقلی استفاده میگردد در صورتی که معمولا بهنگام نوشتن از زمان ماضی بهره گرفته می شود البته در صورتی که کار در گذشته انجام شده و به پایان رسیده باشد.

بطور کلی در زمان ماضي نقلی یا کار توسط فاعل در گذشته بپایان رسیده است و با اینکه تا زمان حال ادامه می یابد. مثلا گفته میشود: «من به سینما رفتهام» در این صورت کار سینما رفتن در گذشته بپایان رسیده است. اما وقتی که میگوییم: «ما غذا نخورده ایم» کار نخوردن غذا از گذشته تا زمان حال ادامه یافته است. بهرحال زمان ماضي نقلی برای افعال چه با قاعده و چه بی قاعده با کمک صرف فعل haben و یا sein در زمان حال ساخته می شود در حالیکه اسم مفعول آن در آخرین نقطه جمله قرار میگیرد.

طرز ساختن اسم مفعول یک فعل با قاعده

برای ساختن اسم مفعول یک فعل با قاعده ابتدا علامت مصدری « en و یا n» فعل مورد نظر را حذف کرده و سپس به ابتدای آن دو حرف ge و به آخر آن حرف t را اضافه میکنیم.

مثال: فعل Sagen که اسم مفعول آن می شود: gesagt «گفته»

Ich habe meinem Vater die Wahrheit gesagt.

من به پدرم حقیقت را گفت هام.

توجه:

۱- اگر فعل با قاعده دارای پیشوند جداشدنی در حالت مصدری باشد در این صورت بهنگام ساختن اسم مفعول آن دو حرف ge بین پیشوند جدا شدنی و بقیه فعل قرار میگیرد در حالیکه حرف همچنان در آخر آن جای میگیرد. مثال: فعل aufmachen «بازکردن» که اسم مفعول آن میشود: aufgemacht «بازکرده»

Mein Bruder Hadi hat das Fenster aufgemacht.

برادرم هادی پنجره را باز کرده است.

۲- اگر فعل با قاعده دارای پیشوند جدا نشدنی باشد در این صورت در اسم مفعول آن ge حذف میشود.

مثال: فعل versuchen «کوشش کردن به آزمایش کردن» که اسم مفعول آن میشود:

کوشش کرده – آزمایش کرده versucht      

مانند:

Wir haben immer versucht

ما همیشه کوشش کرده ایم

۳- تمام افعالی که به ieren ختم میشوند در اسم مفعول آنها ge حذف میشود:

مثال: فعل studieren «تحصیل کردن» که اسم مفعول آن میشود studiert «تحصیل کرده».

مانند:

Hast Du in Berlin studiert?

آیا در برلین تحصیل کرده ای؟

توجه:

۱- اکثریت مطلق افعال چه با قاعده و چه بی قاعده با صرف فعل haben در زمان حال از آنها ماضي نقلی ساخته می شود و به ندرت ماضی نقل فعلی با صرف فعل sein شکل میگیرد.

۲- برای سؤالی کردن یک جمله در زمان ماضي نقلی کافیست که فعل صرف شده haben و یا sein در ابتدای جمله قرار بگیرد. نمونه: مثال بالا.

٣- اسم مفعول افعال بی قاعده را باید بهمراه خود فعل یاد گرفت.

۴- در آینده خواهیم گفت که زمان ماضي نقلی کدام افعال با صرف فعل haben در زمان حال ساخته می شود و کدام افعال با صرف فعل sein در زمان حال …

ضمیر نامعين es

بعضی از افعال همواره در جمله بهمراه ضمیر نامعين es صرف می شوند. مانند:

«باران باریدن»  es regnen

حالا باران میبارد es regnet jetzt

ساعت چند است؟ wieviel Uhr ist es

وجود دارد …  Es gibt

در اینجا پس از es gibt «وجود دارد» همیشه حرف تعریف اسم بعد از آن با حالت A است، مثلا:

es gibt einem Berg in Österreich

در اتریش کوهی وجود دارد.

مورد پسند … … ES gefällt

پس از es gefällt حرف تعریف اسم بعد از آن و یا ضمیر شخصی بعد از آن با حالت D است.

مثال:

آیا اینجا مورد پسند تو است؟ gefallt es Dir hier?

بله، اینجا خیلی مورد پسند من است. .ja, es gefallt mir hier sehr

امر کردن با Imperativ

در کشورهای آلمانی زبان برای گوشزد کردن به مردم در مورد اینکه کاری را انجام بدهند و یا ندهند، در اماکن عمومی این کشورها از قبیل خیابانها، رستورانها، داخل قطارها، متروها، اتوبوسها و غیره … فقط مصدر فعل مورد نظر بکار برده شده و جلوی آن نیز علامت «!» گذاشته می شود. مانند:

فشار دهید! Drücken!

فشار ندهید! nicht Drücken!

آهسته حرکت کنید! !langsam fahren

در این صورت ضمیر شخصی پس از مصدر قرار نمیگیرد. اگر مصدر مورد نظر دارای پیشوند جداشدنی باشد در این حالت از مصدر خود جدا نمیشود.

مثال:

همه سوار شوید! alle einsteigen!

بلند نشوید! Nicht aufstehen!

اما اگر بخواهیم به شخص مشخصی چه یکنفر باشد چه بیش از یکنفر دستور دهیم در این صورت اگر فعل مورد نظر از جمله افعال با قاعده باشد طبق جدول زیر عمل میکنیم. مثال: فعل arbeiten «کارکردن»

۱- برای دوم شخص مفرد با ضمیر شخصی Du «تو» که طرف مقابل با دوست و یا فامیل نزدیک ما است و یا یک کودک است در این صورت فقط حروف en یا n مصدر گفته شده را حذف می کنیم بدون آنکه ضمير شخصی Du «تو» را پس از آن بیان کنیم.

بنویس! Schreib!

برایم یک نامه بنویس!  Schreib mir einen Brief!

و یا:

کار را تمام کن! beende die Arbeit!

۲- اگر طرف مقابل چند دوست و یا فامیل نزدیک و یا چند کودک باشند در این صورت کافیست که فعل صرف شده را که برای ضمیر شخصی ihr «توها» بکار برده میشود در ابتدای جمله امری بیاوریم:

مثال:

«توها» مینویسید Ihr schreibt

بنویسید! Schreibt!

در اینجا نیز در حالت امر از پیان ضمیر شخصی ihr «توها» خودداری میکنیم.

 ٣- اگر بخواهیم به طرف مقابل چه یکنفر باشد چه بیشتر از یکنفر به گونهای مؤدبانه امر کنیم در این صورت باید مصدر موردنظر را در ابتدای جمله امری آورده و ضمیر شخصی Sie «شما» را حتما پس از آن بیان نماییم. مثال:

شما می نویسید Sie schreiben

شما بنویسید! Schreiben Sie!

 چند مثال امری برای اشخاص مختلف:

روزانه ۸ ساعت کارکن!  Arbeite taglich 8 Stunden!

با هم کار کنید! Arbeitet zusammen!

شما امروز با من کار کنید! Arbeiten Sie heute mit mir!

توجه:

1- در صورتی که فعل موردنظر در حالت مصدری دارای پیشوند جدا شدنی باشد. در این صورت بهنگام امر کردن در هر سه حالت گفته شد، پیشوند مزبور به آخرین نقطه جمله منتقل می شود.

مانند: mitbringen «با خود آوردن»

کتاب را با خود بیاور! Bring das Buch mit!

کتاب را با خودتان بیاورید! Bringt das Buch mit!

شما کتاب را با خودتان بیاورید! Bringen Sie das Buch mit!

۲- در صورتی که فعل موردنظر می بایستی با ضمیر انعکاسی صرف شود در این صورت ضمیر انعکاسی بلافاصله در حالت امری پس از فعل خود قرار میگیرد.

مثال فعل:

sich kämmen «سر خود را شانه زدن»

سر خودت را شانه بزن! Kämme Dich!

سر خودتان را شانه بزنید! Kämmt Euch!

شما سر خودتان را شانه بزنید! Kämmen Sie Sich!

توجه: در این حالت ضمیر انعکاسی پس از ضمیر شخصی Sie «شما» قرار میگیرد. ضمنا باید در مقابل یک جمله امری علامت «!» را قرار داد.

حالت امری فعل sein «بودن»

چون فعل sein «بودن» از جمله افعال بی قاعده محسوب می شود بنابراین حالت امری آن برای ضمایر شخصی تو، توها و شما به این صورت است:

شما باشید! !Seien Sie         باشید! !Seid            باش! !Sei       

مثال: ساکت باشید! !Seid ruhig

توجه: در افعال بی قاعده که در زمان حال شان تغییراتی به هنگام صرف شدن آنها دیده می شود چگونگی حالت دوم شخص مفرد آنها به هنگام صرف شدن در زمان حال برای امر کردن به «تو» مورد توجه قرار میگیرد: مانند: nehmen «گرفتن» – «برداشتن»

من میگیرم – بر میدارم    ich nehme

تو میگیری – بر میداری  Du nimmst

بگیر – بردار؟ nimm!

بگیرید! – بردارید nehmt!

شما بگیرید! – شما بردارید!  nehmen Sie!

مثال: کتاب را شما بگیرید! «بردارید!» Nehmen Sie das Buch!

یاد آوری: به هنگام امر کردن در هر سه حالت بهتر است کلمه Bitte «خواهش میکنم» بیان شود چون این کار نشانه مؤدب بودن گوینده است. کلمه Bitte را می توان در ابتدا یا وسط و یا پایان جمله امری بیان کرد.

مثال:

خواهش میکنم ۱۰۰ مارک با خودت بیاور! Bitte bring 100 Mark mit

و یا: Bring bitte 100 Mark mit

و یا: Bring 100 Mark bitte mit!  

و یا در مثال دیگر:  اینجا آدرس را بنویس لطفأ!  Schreib hier die Adresse bitte!

یاد آوری: به هنگام نوشتن یک جمله امری حتما باید در پایان آن علامت «!» را قرار  داد.

فعل essen «خوردن» در حالت امری

شما بخورید! !Essen Sie     بخورید! !Esst     بخور! !Iss

و فعل sprechen « صحبت کردن» در حالت امری

حرف بزنید! !Sprecht    حرف برن! ! Sprich         شما حرف بزنید!   Sprechen Sie!  

چند استثناء:

A-به اسامی که در حالت مفرد به حرف t ختم میشوند در حالت A و  Dو G در آخر این گونه اسامی دو حرف en قرار میگیرد.

مثال: der Student «دانشجوی مرد»

1- Ich gebe der Studenten 100 Mark.

من به دانشجو ۱۰۰ مارک می دهم «حالت D»

2- Meine Schwester heiratet bald einen Studenten.

خواهرم بزودی با یک دانشجو ازدواج میکند «حالت A»

3- Das ist das Auto des Studenten.

این اتومبیل دانشجو است «حالت G»

B – اسامی که در حالت جمع به حرف s ختم میشوند در حالت مفعول با واسطه “D” علامت جمع خود را که همان S می باشد از دست نمیدهند.

سینماها die Kinos

 ادارات die Büros

 اتومبیل ها die Autos

 کافه ها die Cafes

 پارکها die Parks

برای مثال:

1- Die leute fahren mit den Autos nach Berlin.

مردم با اتومبیلها به طرف برلین حرکت میکنند.

2- Alte Menschen sitzen im Sommer in Deutschland in den parks.

در آلمان انسان های پیر در تابستان در پارک ها می نشینند.

حروف اضافه با حالت اضافه ملكي Genetiv

 قبلا ما حروف اضافه ای را یاد گرفتیم که بعضی از آنها با حالت D و بعضی با حالت A و بعضی با هر دو حالت در جمله به کار میرفتند. اینک می خواهیم حروف اضافهای را فرا بگیریم که همواره با حالت اضافه ملکی که ما این حالت را با حرف G نشان می دهیم در جملات مورد استفاده قرار میگیرند. این حروف اضافه عبارتنداز:

به جای statt “anstatt ”

در حین – به هنگام während

به خاطر wegen

با وجود trotz

مانند:

1- Mein Bruder geht wegen seiner prüfung nicht ins Theater.

برادرم به خاطر امتحاناش به تئاتر نمی رود.

2- Wir gehen trotz des starken Regens spazieren.

ما با وجود باران شدید به گردش می رویم.

3- Herr Miller hat uns statt “anstatt” des Buches nur einen Brief geschickt

آقای مولر به جای کتاب برای ما فقط یک نامه فرستاده است.

4- Die kinder bleiben während des Unterrichts ganz ruhig.

بچه ها به هنگام درس کاملا ساکت می مانند.

کلمات سؤالی

 کلمات سؤالی به دو قسمت تقسیم میشوند: ۱- برای اشخاص ۲- برای اشیاء

الف – کلمات سؤالی برای اشخاص: کلمات سؤالی برای اشخاص با همراهی حروف اضافه با ضمایر شکل میگیرند و در پاسخ باید حالت D و یا A ضمیر را در نظر گرفت. مهم ترین این کلمات سؤالی که در جملات روزمره زیاد به کار گرفته می شوند عبارتنداز:

برای چه کسی؟ für wen?

به سوی چه کسی؟ ?Zu wem

از چه کسی؟ ?Von wem

به چه کسی؟ ?an wen

نزد چه کسی – پیش چه کسی؟ ?Bei wem

با چه کسی؟ mit wem?

منتظر چه کسی؟ auf wen?

راجع به چه کسی؟ über wen?

همانطور که ملاحظه می شود، ضمیر wer به معنای «چه کسی» است که در این شکل با حالت فاعلی “N” می باشد. این ضمیر با حالت “D” به صورت wem «به چه کسی» و با حالت “A” به صورت wen «چه کسی را» خوانده میشود. حروف اضافه ای که در بالا قبل از ضمیر مزبور قرار گرفته اند بعضی یا حالت “D” و بعضی نیز با حالت “A” می باشند بنابراین باید این ویژه گی را به هنگام پاسخ در نظر گرفت.

اینک چند جمله سؤال و جواب با استفاده از کلمات سؤالی گفته شده برای اشخاص:

1- Bei wenn wohnt Deine Schwester in Munchen?.

پیش چه کسی خواهرت در مونیخ اقامت دارد؟

Wohnt sie bei ihrer Tante?

آیا او پیش عمه اش «یا خاله اش» اقامت دارد؟

Ja, sie wohnt bei ihr

بله، او پیش او یعنی عمه اش» اقامت دارد.

پس در اینجا چون حرف اضافه bei همیشه با حالت D است بنابراین ضمیر شخصی در پاسخ نیز باید با حالت D باشد:

2- mit wem ist Frau Gilani nach Abadan gefahren?

با چه کسی خانم گیلانی به طرف آبادان حرکت کرده است؟

Ist sie mit Farhad nach Abadan gefahren?

آیا او با فرهاد به سمت آبادان حرکت کرده است؟

Ja, sie ist mit ibn gefahren.

بله، وی با او حرکت کرده است.

توجه: در فعل …warten auf «منتظر کسی بودن»، همیشه بعد از کلمه auf ضمیر شخصی و یا اسم با حالت A به کار گرفته میشود بنابراین برای سؤال نیز باید این حالت در نظر گرفته شود. مثلا:

تو منتظر چه کسی هستی؟

Auf wen wartest Du?.

آیا تو منتظر برادرت رستم هستی؟

Wartest Du auf Deinen Bruder Rostam?

نه من منتظر او نیستم بلکه منتظر خواهرم هما هستم.

Nein, ich warte nicht auf ihn sondern ich warte auf meine Schwester Homa.

3- für wen ist dieser Brief?

این نامه برای کیست؟

lst der Brief fair den Vater <=Vati>?.

 آیا نامه برای پدر است؟

Ja, der Brief ist für ihn

 بله، نامه برای اوست.

ب – كلمات سؤالی برای اشیاء

کلمات سؤالی برای اشیاء از ادغام حروف اضافه با کلمه سؤالی Wo بوجود آمدهاند که مهم ترین آنها به شرح زیر میباشند:

با چی؟ ?Womit                          برای چه؟ ?Wofür                      پیش چه چیز؟ ?Wobei                                       در مورد چه چیز؟ ?Worüber                                روی چه چیز؟ ۔ منتظر چه چیز؟ ?  worauf                               به چی؟ ?Woran               از چی؟ Wovon?

در پاسخ می توان به جای اسم، حرف اضافه مربوطه را با کلمه da پیوند داد. هرگاه در این حال دو حرف با صدا در کنار هم قرار بگیرند حرف r را میان آنها قرار میدهیم تا بتوان به آسانی کلمه جدید را بیان کرد.

چند مثال:

1- Worauf wartet Frau Müller

خانم مولر منتظر چه چیزی است؟

Wartet sie auf das Auto?

آیا او منتظر اتومبیل است؟

Ja, sie wartet darauf.

بله، او منتظر آن است.

2- Womit bist Du nach Düsseldorf gefahren?.

با چی تو به طرف دوسلدورف حرکت کرده ای؟

Bist Du mit dem Bus nach Düsseldorf gefahren?

آیا تو با اتوبوس به سمت دوسلدورف حرکت کرده ای؟

Nein, ich bin nicht damit gefahren sondern ich bin mit dem Zug nach Düsseldorf gefahren.

نه، من با آن حرکت نکرده ام بلکه من با قطار به طرف دوسلدورف حرکت کرده ام.

3- Worüber spricht Dein Vater?

در مورد چی پدرت صحبت میکند؟

Spricht er über Deine Hochzeit?

آیا او در مورد عروسی ات صحبت میکند؟

Ja, er spricht darüber

بله، او در مورد آن صحبت می کند.

4- Woran denkst Du?

به چی تو فکر میکنی؟

denkst Du an die Zukunft?

آیا به آینده فکر میکنی؟

Nein, ich denke nicht daran sondern ich denke an das Schicksal.

نه، من به آن فکر نمیکنم بلکه من به سرنوشت فکر میکنم.

توجه: در فعل denken an  «فکر کردن به چیزی یا کسی» همواره پس از an حالت A خواهد بود. بنابراین این حالت را باید به هنگام سؤال نیز در نظر گرفت:

به چه کسی؟ an wen?

به چه چیزی؟ Woran?

حالت دوگانه فعل fahren «حرکت کردن»

فعل fahren به معنای «سواره حرکت کردن» است و دارای ۲ حالت میباشد:

۱- اگر شخص در واقع خودش وسیله نقلیه را براند در این صورت این فعل با حالت مفعول بی واسطه “A” صرف شده و ماضی نقلی آن با صرف فعل haben در زمان حال ساخته می شود. مانند:

Ich habe mein Auto nach Hamburg gefahren.

من اتومبیلم را به طرف هامبورگ حرکت دادهام «با اتومبیلم به طرف هامبورگ حرکت کرده ام».

۲. اگر شخص خودش وسیله نقلیه را حرکت، نداده بلکه مسافر آن باشد در این صورت باید از حرف اضافه mit «با» استفاده کرد که با حالت D است و ماضی نقلی فعل fahren «حرکت کردن» با صرف فعل sein در زمان حال ساخته می شود.

مثال:

Ich bin mit dem Auto nach Hamburg gefahren.

من با اتومبیل به سمت هامبورگ حرکت کردهام. «بعنوان مسافر و یا سرنشین وسیله نقلیه»

شناخت حرف تعریف و علامت جمع بعضی از اسامی به کمک پسوندهای آنها

 اگرچه قبلا گفته شد که هیچ قانونی برای شناخت حرف تعریف و علامت جمع اسامی وجود ندارد ولیکن با این وصف در بعضی از اسامی می توان با توجه به پسوند آنها فهمید که یک اسم دارای چه نوع حرف تعریف و کدام علامت جمع است. مهم ترین این پسوندها عبارتنداز:

 1-e : تقریبا تمام اسامی که در حالت مفرد به حرفه ختم میشوند دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آن n می باشد. مانند:

دروغ die lüge

دروغ ها die lügen

مدرسه die Schule

مدارس die Schulen

اما در اینجا چند استثناء وجود دارد:

پنیر der käse

پنیرها  die käsen

چشم das Auge

چشمها die Augen

۲- er : بعضی از اسامی که در حالت مفرد به دو حرف er ختم میشوند بیانگر شغل شخص باشند و اینکه صاحب شغل مرد میباشد بنابراین حرف تعریف آن der بوده و علامت جمع آن فقط تغییر حرف تعریف آن از der به die می باشد. مانند:

معلم «مرد»  der lehrer

معلمان «مرد» die lehrer

۳- in : بعضی از اسامی که در حالت مفرد به دو حرف in ختم میشوند نیز بیانگر شغل شخص می باشند. با این تفاوت که صاحب شغل خانم میباشد بنابراین حرف تعریف آن die بوده و علامت جمع آن nen خواهد بود مانند: کارگر «خانم» die Arbeiterin

کارگران «خانم» die Arbeiterinnen

معلم «خانم» die Lehrerim

معلمان «خانم» die Lehrerinnen

۴- chen : نشانه کوچک بودن است که در زبان فارسی با اضافه کردن حرف «ک» به آخر اسم این ویژگی نشان داده می شود مانند دخترک و پسرک.

هر اسمی که در زبان آلمانی به chen ختم شود نیز ویژگی مزبور را دارا می باشد. این گونه اسامی دارای حرف تعریف das بوده و در حالت جمع آنها فقط حرف تعریف das به die تغییر مییابد.

مانند:

جوجه خروس das Hähnchen 

جوجه خروسها Die Hähnchen

دختر –  دختر کوچک  das Mädchen

دختران – دختران کوچک   die Mädchen

5  – Lein: نیز نشانه کوچک بودن است. اسامی که به lein ختم شوند نیز دارای حرف تعریف das بوده و در حالت جمع آنها مانند مورد شماره «4» حرف تعریف das به die تغییر مییابد. مانند:

دوشیزه das Fräulein

دوشیزه گان die Fräulein

سگ کوچولو das Hündlein

سگهای کوچولو die Hindhein

۶- tion : «سیون» تمام اسامی که به tion ختم می شوند از زبان فرانسه وارد زبان آلمانی شده و همچون زبان اصلی «سیون» بیان می شوند. این گونه اسامی دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد. مانند:

حالت به وضعیت die Position

 حالات – وضعیتها die Positionen

ایستگاه die Station

ایستگاهها die Stationen

۷- heit : تمام اسامی که به این پسوند ختم میشوند دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد.

مانند:

حقیقت die Wahrheit

حقایق die Wahrheiten

آزادی die Freiheit  

آزادیها die Freiheiten

۸- keit : تمام اسامی که به این پسوند ختم میشوند نیز دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد. مانند:

اشکال-مشکل die Schwerigkeit

 امکانات اشکالات به مشکلات die Schwerigkeiten   

امکان  die Möglichkeit

امکانات  die Möglichkeiten

۹- schaft : تمام اسامی که به این پسوند ختم می شوند دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد.

مانند: قهرمانی  die Meisterschaft

قهرمانیها die Meisterschaften

تیم  die Mannschaft

تیم ها die Mannschaften

۱۰- tät : تمام اسامی که به این پسوند ختم میشوند دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد.

مانند:

کیفیت die Qualität

کیفیتها die Qualitäten

دانشگاه die Universität

دانشگاهها  die Universitäten

11 – O: تمام اسامی که در حالت مفرد به حرف O ختم میشوند دارای حرف تعریف das بوده و علامت جمع آنها s میباشد.

مانند:

اداره das Büro

ادارات die Büros

سینما das Kino

سینماها die Kinos

۱۲- ung : تمام اساسی که به این پسوند ختم میشوند دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آن en می باشد.

مثال

روزنامه die Zeitung

روزنامه ها die Zeitungen

خانه – منزل die Wohnung

خانه ها – منازل die Wohnungen 

۱۲- ei : اسامی که به این پسوند ختم می شوند بیانگر محل کاری می باشند. اینگونه اسامی دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد. مانند:

نانوایی die Bäckerei

نانوایی ها die Bäckereien

خیاطی  die Schneiderei

خیاطی ها die Schneiderein

۱۴- ik : تمام اسامی که به این پسوند ختم می شوند دارای حرف، تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد.

مانند:

تکنیک ۔ فن die Technik

تکنیکها ۔ فنون die Techniken

جمهوری die Republik

جمهوریها die Republiken

۱۵.tur : تمام اسامی که به tar ختم می شوند دارای حرف تعریف die بوده و علامت جمع آنها en می باشد.

مانند:

آژانس ب- خبرگزاری die Agentur

آژانسها – خبرگزاریها die Agenturem

درجه گرما die Temperatur

 درجات گرما die Temperaturen

صفتها با اسامی دارای حرف تعریف

صفتها حالت و چگونگی اسم را بیان میکنند و همیشه قبل از اسم می آیند. صفتها با توجه به حرف تعریف اسم و حالت چهارگانه آن “N-A-D-G” به هنگامی که به کار می روند علایمی را به شرح زیر در پایان خود قبول میکنند. باید توجه داشت که اگر اسامی بدون حرف تعریف باشند در این صورت به همراه آنها علایم صفت با علایم صفتی که در زیر گفته میشود متفاوت خواهند بود.

علایم اضافه شده به پایان صفتها با اسامی دارای حرف تعریف:

1- به اسامی با حرف تعریف das «خنثی» در حالت فاعلی “N” :

نمونه اسم:  das Kind «بچه»

نمونه صفت: klein «کوچک»

بچه کوچک «معین»  das kleine kind

بچه کوچکی «نامعین» ein kleines kind

هیچ بچه کوچکی «منفی» kein kleines kind

۲- اسامی با حرف تعریف der «مذكر» در حالت فاعلی «N»:

نمونه اسم: der Mann «مرد»

نمونه صفت: . reich «ثروتمند»

مرد ثروتمند «معین»  der reiche Mann

مردی ثروتمند «نامعین»  ein reicher Mann

هیچ مرد ثروتمندی «منفی» kein reicher Mann

٣. اسامی با حرف تعریف die «مؤنث» در حالت فاعلی «N»:

نمونه اسم: die Schule «مدرسه»

نمونه صفت: gross «بزرگ»

مدرسه بزرگ «معین»  die grosse Schule

مدرسه ای بزرگ «نامعین»  eine grosse Schule

هیچ مدرسه بزرگی «منفی» keine grosse Schule

۴ – اسامی با حرف تعریف die «جمع» در حالت فاعلی «N»:

نمونه اسم die kinder «بچه ها»

نمونه صفت: fleissig «ساعی – زرنگ»

بچه های ساعی «معين» die fleissigen kinder

چند مثال:

1- ein weisses Haus liegt uns gegenüber.

یک خانه سفید روبروی ما قرار دارد.

2- Hadi ist ein guter Freund

هادی دوست خوبی است

3- die alte Frau kauft sich eine Tasche.

خانم پیر برای خودش یک کیف میخرد.

* – حال میخواهیم یاد بگیریم که علايم صفتها در حالت مفعون بيواسطه «A» چگونه است:

  1. اسامی با حرف تعریف das «خنثی» در حالت مفعول بیواسطه «A» :

بچه کوچک را «معین»  das kleine Kind

بچه کوچکی را «نامعین»  ein kleines Kind

هیچ بچه کوچکی را «منفی»  Kein kleines Kind

۲- اسامی با حرف تعریف der «مذكر» در حالت مفعول بیواسطه «A» :

مرد ثروتمند را «معین» den reichen Mann

مرد ثروتمندی را «نامعین» einen reichen Mann

هیچ مرد ثروتمندی را «منفی» keinen reichen Mann

٣- اسامی با حرف تعریف die «مؤنث» در حالت مفعول بيواسطه «A :

مدرسه بزرگ را «معين»  die grosse Schule

مدرسه بزرگی را «نامعین» eine grosse Schule

هیچ مدرسه بزرگی را «منفی» keine grosse Schule

۴- اسامی با حرف تعریف die «جمع» در حالت مفعول بيواسطه «A» :

بچه های ساعی را «معین» die fleissigen Kinder

چند مثال:

1- Frau Müller hat ein schones Kind.

خانم مولر بچه زیبایی دارد.

2- Meine Schwester heiratet bald einen reichen Mann.

خواهر من بزودی با یک مرد ثروتمند ازدواج میکند.

3- Wir besuchen eine alte Frau im Krankenhaus.

ما در بیمارستان خانم پیری را ملاقات میکنیم.

4- die 3 bekanntena Fussballspieler spielen heute nicht.

سه فوتبالیست مشهور امروز بازی نمیکنند.

*. علایم صفتها در حالت مفعول با واسطه  «D» این چنین است:

1- اسامی با حرف تعریف das «خنثی» در حالت مفعول با واسطه «D» :

به بچه کوچک «معین» dem kleinen Kind

به بچه کوچکی «نامعین» einem kleinen Kind

به هیچ بچه کوچکی «منفی» keinem kleinen Kind

9- زمانی که جمله فرعی کامل کننده جمله اصلی باشد در این صورت مصدر جمله فرعی با zu بیان میشود و ما بین دو جمله علامت كما « ,» قرار میگیرد:

Die Lehrerin beginnt, die deutsche Grammatik zu erklären.

خانم آموزگار شروع میکند گرامر زبان آلمانی را توضیح دهد.

Meine Frau hofft, am Sonntag in Berlin zu sein.

خانم من امیدوار است روز یکشنبه در برلین باشد.

۱۰- مصدر با zu در زمانی که جمله اصلی در زمان حال است

Ich wünsche, Sie bald Ell sehen.

من آرزو دارم شما را به زودی ببینم.

بنابراین در زمان حال جمله با zu کافیست فعل دیگر جمله بصورت مصدر با zu بيان شود.

۱۱- مصدر با zu در زمانی که جمله اصلی در زمان گذشته زماضی» است:

Ich wünschte, Sie bald zal sehen.

من آرزو داشتم شما را به زودی ببینم.

در اینجا فعل صرف شده جمله اول در زمان ماضی خود بیان می شود.

۱۲- مصدر با zu در زمانی که جمله اصلی در زمان ماضي نقلی و یا بعید است:

مثال:

Ich habe gewünscht, Sie bald zu sehen.

Ich hatte gewünscht, Sie bald zu sehen.

من آرزو داشته ام شما را به زودی ببینم «ماضی نقلی».

من آرزو داشته بودم شما را به زودی ببینم «ماضی بعید».

در اینجا جمله اول در زمان ماضی نقلی و یا بعید ساخته می شود در حالیکه جمله دوم یا فرعی بدون تغییر باقی می ماند.

13 –  مصدر با R با فعل کمکی:

Ich wünsche, Sie bald sehen zu, können.

من آرزو دارم شما را بتوانم به زودی ببینم.

۱۴ – مصدر با zu زمانی که جمله فرعی در زمان ماضی نقلی است:

Ich glaube, Sie gestern gesehen zu haben.

من گمان میکنم شما را دیروز دیده ام.

Ich glaube, gestern pünktlich in Berlin angekommen zu sein.

من گمان میکنم دیروز سر وقت وارد برلین شده ام.

زمانیکه جمله فرعی با مصدر zu در زمان ماضی نقلی باشد، اگر فعل این جمله با کمک فعل haben به صورت زمان ماضی نقلی در آمده باشد. در این حالت مصدر haben با zu پس از اسم مفعول خود و در غیر این حالت مصدر sein با zu پس از اسم مفعول خود در آخرین نقطه جمله قرار میگیرد.

 1۵ – مصدر با za در جملات مجهولی

Ich wünsche nicht, von meinem Freund gesehen zu werden.

من آرزو ندارم «میل ندارم» به وسیله دوستم ديده شوم.

در این حالت مصدر werden «شدن» به همراه zu در آخرین نقطه جمله بعد از اسم مفعول فعل دیگر قرار میگیرد.

در زمان ماضي نقلى:

Ich glaube nicht, von meinem Freund gesehen worden zu sein.

من گمان نمیکنم به وسیله دوستم دیده شده باشم.

در زمان ماضی نقلی حالت مجهول برای مصدر با zu کافیست مصدر sein به همراه zu در آخرین نقطه جمله قرار بگیرد در حالی که قبل از آن ابتدا اسم مفعول فعل werden با حذف دو حرف ge « یعنی worden» و قبل از این کلمه نیز اسم مفعول فعل اصلی بیان می شود.

تذكر بسیار مهم:

جملات مصدری با zu زمانی ساخته می شوند که فاعل جمله اصلی و جمله فرعی یکی باشد در غیر این صورت باید از کلمه ربط «dass» که به معنای «که» می باشد استفاده نمود که فعل صرف شده جمله خود را به آخرین نقطه جمله منتقل می کند. اگر فاعل در جمله اصلی و فرعی یکی باشد دیگر لازم نیست فاعل در جمله فرعی تکرار شود:

Der Kaufmann hat mich gebeten, ihn morgen anzurufen.

تاجر از من خواهش کرده است فردا به او تلفن کنم.

در مثال بالا فاعل جمله اصلی و فرعی یکی است بنابراین می توان جمله را با مصدر zu ساخت.

همان طور که گفته شد اگر فاعل در جمله اصلی و فرعی یکی نباشد در این صورت باید از کلمه dass «که» استفاده نمود که فعل صرف شده جمله خود را به آخرین نقطه جمله منتقل می کند.

مثال:

Meine Mutter hat mir gesagt, dass ich Frau Müller anrufen soll.

مادرم به من گفته است که من باید به خانم مولر تلفن کنم.

در مثال بالا فاعل در جمله اصلی Meine Mutter «مادر من» می باشد در صورتی که در جمله فرعی فاعل من “ich” هستم. بنابراین نمیتوان جمله را کوتاه کرده و آن را با مصدر با zu ساخت.

مثال دیگر:

Ich bitte Sie, mich morgen anzurufen

از شما خواهش میکنم فردا به من تلفن کنید.

در اینجا میتوان جمله مصدری با zu را ساخت زیرا فاعل «Ich» و مفعول «mich» یکی است پس اگر فاعل جمله اصلی و مفعول جمله فرعی نیز یکی باشد در این صورت جمله را می توان با مصدر با zu بیان نمود. بنابر این:

جملات مصدری با zu زمانی ساخته میشوند که:

1- فاعل جمله اصلی و فرعی یکی باشد.

۲- فاعل جمله اصلی و مفعول جمله فرعی نیز یکی باشد یا فاعل غیر مشخص باشد نظیر es «آن» و man «آدم».

یک مثال برای جمله با dass «که»:

Ich wusste, dass Dr. Rad in Paris studiert hat.

من می دانستم که دکتر راد در پاریس تحصیل کرده است.

افعال : lernen «یاد گرفتن» – gehen «رفتن» bleiben «ماندن»

وقتی که سه فعل lernen «یادگرفتن» – gehen «رفتن» و bleiben «ماندن» در جمله در زمان حال و یا ماضی صرف می شوند همانند افعال کمکی «معین»، فعل دیگر جمله را به صورت مصدد ربه آخر جمله منتقل میکنند بدون آنکه مقابل مصدرکلمه zu گذاشته شود:

Wir gehen heute nachmittag schwimmen.

ما امروز بعد از ظهر می رویم شنا کنیم.

Wir gingen gestern schwimmen.

ما دیروز رفتیم شنا کردیم.

Die Studenten lernen an der Hochschule englisch sprechen.

دانشجویان در دانشکده یاد میگیرند انگلیسی صحبت کنند.

Die Studenten lernten an der Hochschule englisch sprechen.

دانشجویان در دانشکده یاد گرفتند انگلیسی صحبت کنند.

Die alte kranke Frau bleibt im Bett liegen.

پیرزن بیمار در رختخواب به صورت دراز کشیده می ماند.

Die alte kranke Frau blieb im Bett liegen.

پیرزن بیمار در رختخواب به صورت دراز کشیده ماند.

اما سه فعل بالا در زمان ماضی نقلی و بعید همانند دیگر افعال می باشند یعنی آنکه اسم مفعول آنها در آخرین نقطه جمله قرار میگیرد. مانند:

Wir sind gestern schwimmen gegangen.

ما دیروز به شنا رفته ایم «ماضی نقلی».

Wir waren gestern schwimmen gegangen.

ما دیروز به شنا رفته بودیم «ماضی بعید».

Die Studenten haben an der Hochschule englisch sprechen gelernt.

دانشجویان یاد گرفته اند در دانشکده انگلیسی صحبت کنند «ماضی نقلی».

Die Studenten hatten an der Hochschule englisch sprechen gelernt.

دانشجویان یاد گرفته بودند در دانشکده انگلیسی صحبت کنند «ماضی بعید».

Die alte kranke Frau ist im Bett liegen geblieben.

پیرزن بیمار در رختخواب به صورت دراز کشیده مانده است «ماضي نقلی».

Die alte kranke Frau War im Bett liegen geblieben.

پیرزن بیمار در رختخواب بصورت دراز کشیده مانده بود «ماضی بعید». در مثال برای فاعل غير مشخص es «آن» و man «آدم» با مصدر با zu

همانطور که گفته شد اگر فاعل جمله اصلی غیر مشخص مانند  es«آن» و یا man «آدم» و غیره باشد در این صورت باید جمله را با مصدر به همراه Zu ساخت. مثال:

Es ist verboten, im Krankenhaus zu rauchen.

ممنوع است در بیمارستان سیگار کشیدن

Man braucht nicht immer ruhig zu sein.

آدم نیازی ندارد همیشه ساکت باشد.

ضمایر شخصی نامعین

مهم ترین ضمایر شخصی نامعین عبارتند از:

Man -1 «آدم»:

Man liebt seine Eltern sehr.

آدم پدر و مادرش را خیلی دوست دارد.

Es ist nicht gut, wenn man analphabet ist.

خوب نیست اگر آدم بی سواد باشد.

۲- jemand «کسی»:

Ist jemand im Zimmer?

آیا کسی در اتاق است؟

Hat jemand noch eine Frage?

آیا کسی هنوز سؤالی دارد؟

jemand möchte mit Ihnen sprechen.

کسی مایل است با شما صحبت کند. ضمایر شخصی man «آدم» و jemand «کسی» همواره در جمله فاعل منسوب می شوند.

3- jedermann  «هر کسی»

jedermann muss im Leben höfflich sein.

هر کسی باید در زندگی مؤدب باشد.

بنابراین آدم = هر کسی = همه

Iman = jedermann = alle

man = jemand = einer

آدمی = کسی شخصی

توجه: ضمایر شخصی نامعین بالا همواره در جمله در حالت فاعلی «N» می باشند.

 ۴- jemandem «به کسی» یا «با کسی و غیره» :

این ضمیر شخصی نامعین هموار در حالت D می باشد و به جای آن می توان از ضمیر نامعین einem «به شخصی و یا با شخصی و غیره» نیز استفاده کرد:

Meine Mutter spricht telefonisch mit jemandem «einem«.

مادرم تلفنی با کسی «با شخصی» صحبت می کند.

Frau Teherani bat jemandem «einem» endlich die Wahrheit gesagt.

خانم تهرانی به کسی «به شخصی» سرانجام حقیقت را گفته است.

 ۵- jemanden «کسی را»

 این ضمیر شخصی نامعین همیشه در حالت A به کار برده می شود و می توان به جای آن از ضمیر نامعین einem «شخصی را نیز بهره گرفت:

Hast Du jemanden vor einer Stunde angerufen?

آیا به کسی «کسی را» یک ساعت قبل تلفن کرده ای؟

Mein Bruder liebt jemmHandlem «einem«.

برادرم کسی را «شخصی را» دوست دارد.

6- miemandler «هیچ کس را»

ضمیر شخصی نامعين miemamden «هیچ کس را» همیشه در حالت A است و خود بخود جمله را منفی میکند. به جای آن می توان از keinem « هیچ شخصی» را نیز استفاده نمود:

Die arme Frau hat niemanden «keinem» im Leben.

زن بیچاره هیچکس را «هیچ شخصی» را در زندگی ندارد.

Wir kennen niemandlem «keinen« in Frankfurt.

ما هیچ کس را «هیچ شخصی را» در فرانکفورت نمیشناسیم.

توجه فرمایید:

1- ضمیر ملکی برای ضمایر شخصی نامعین sein – مال او «برای مذکر» و ضمیر انعکاسی آنها sich «برای سوم شخص» می باشد.

jedermann muss seine Eltern lieben.

هر کسی باید پدر و مادرش را دوست داشته باشد.

jedermann freut sich, wenn er gesund ist.

هر کسی خوشحال میشود وقتی که او سالم باشد.

یادآوری: حالات چهارگانه «N-D-A-G» تعیین کننده ضمیر شخصی نامعین در جمله میباشند و این چهار حالت را افعال و یا حروف اضافه مشخص میکنند:

Ich gebe jemandemm «einem» 100 Mark.

من به کسی « به شخصی» ۱۰۰ مارک می دهم.

در این مثال چون فعل geben «دادن» همیشه در جمله با حالت D صرف میشود پس ضمير شخصی نامعین jemand «کسی» که در جمله همواره با حالت N «فاعلی» به کار می رود به شکل حالت B آن که einem jemandem یا به کسی «به شخصی و غیره» می باشد تغییر مییابد.

مثال:

Mein Bruder spricht mit jemandem «einem«

برادرم با کسی «با شخصی» صحبت میکند.

و در این مثال نیز چون حرف اضافه mit «با» همواره اسم با ضمیر بعد از خود را به حالتD  در می آورد بنابراین ضمیر شخصی نامعین jemandem «به کسی» و یا «einem به شخصی و غیره» مورد استفاده قرار میگیرد.

wir kennen jemanden «einen» in Berlin.

ما کسی را «شخصی را» در برلین میشناسیم. و در این مثال چون فعل kennen «شناختن» همواره با حالت A است یعنی مفعول جمله را به حالت مفعول بی واسطه و یا ضمیر بعد از خود را به حالت A در می آورد بنابراین ضمير شخصی نامعین نیز به شکل حالت jemanden A و یا «einen» که به معنای کسی را «شخصی را» میباشد مورد استفاده قرار میگیرد و غیره…

وقتی که als – wernm  وقتی که

کلمه Wenn «وقتی که» می تواند به این شرح برای هر سه زمان به کار برده شود:

1- در زمان ماضی «گذشته» ، فاعل جمله کاری را به صورت مکرر انجام داده است. برای نشان دادن این تکرار از کلمه immer «همیشه» استفاده می شود که معمولا ابتدای جمله می آید:

Immer wenn ich in Wien war, ging ich schwimmen.

همیشه وقتی که در وین بودم به شنا می رفتم.

Immer wenn mein Vater in Frankfurt Urlaub machte, regnete es dort.

همیشه وقتی که پدرم در فرانکفورت دوران مرخصی را میگذرانید باران در آنجا می بارید.

۲- اما کلمه Wenn «وقتی که» اغلب برای زمان حال و آینده مورد استفاده قرار میگیرد. در این زمان دیگر تکرار عملی ضرورت ندارد.

مثال:

Wenn ich in Bonn ankomme, rufe ich Dich sofort an.

وقتی که وارد بن بشوم فورا به تو تلفن میکنم.

Wenn ich nächstes Jahr mein Studium beende, fahre Ich in die Schweiz.

وقتی که سال دیگر تحصیل عالی ام را تمام کنم به سمت سویس حرکت میکنم.

توجه و یاد آوری:

الف – ما بین جمله اصلی و فرعی علامت كما «،» قرار میگیرد.

ب – جمله فرعی با فعل صرف شده جمله فرعی آغاز می شود.

پ – بلافاصله پس از کلمه Wenn «وقتی که» فاعل جمله بیان می شود.

ت – می توان کلمه wenn «وقت یکه» را در ابتدای جمله فرعی نیز بیان کرد. در این صورت قبل از آن علامت كما «،» قرار میگیرد. ضمنا توجه کنیم که این کلمه در هر دو صورت فعل برفی شده جمله خود را به آخرین نقطه جمله خود منتقل میکند:

Ich rufe Dich an, wenn ich in Frankfürt ankomme.

من به تو تلفن میکنم وقتی که وارد فرانکفورت بشوم.

٣- کلمه als «وقتی» که فقط برای زمان گذشته به کار می رود به شرط آنکه عمل جمله با als در گذشته تکرار نشده باشد. این کلمه نیز فعل صرف شده خود را به آخرین نقطه جمله اش منتقل می کند.

Als meine Mutter krank war, besuchte ich sie jeden Tag in krankenhaus.

وقتی که مادرم بیمار بود. من از او هر روز در بیمارستان دیدار میکردم «او را ملاقات میکردم». «بیماری مادر یکبار بوده است».

Als wir in Paris ankamen, war das Wetter sehr schön.

وقتی که ما وارد پاریس شديم هوا خیلی خوب بود.

توجه و یاد آوری:

الف – در اینجا نیز می توان کلمه als را ابتدای جمله فرعی بیان کرد در این صورت قبل از آن علامت كما « ,» قرار میگیرد

ب – تمام مواردی که قبلا برای کلمه wenn گفته شد برای کلمه als نیز معتبر است:

Das Wetter war schön, als wir in Paris ankamen

هوا خوب بود وقتی که ما وارد پاریس شدیم.

چند مثال دیگر: کی تو دوباره به هامبورگ می آیی؟

Wenn kommst Du wieder riach Hamburg?

وقتی که بتوانم مرخصی دریافت کنم.

Wenn ich Urlaub belommen kann

Wann sind meine Kinder in die Schule gegangen?

چه موقع بچه هایم به مدرسه رفته اند؟

وقتی که خانم شما در آشپزخانه بود.

 Als ihre Frau in der Küche war

توجه: دو کلمه so یعنی آنقدر و wie در اینجا به معنای «آنطورکه»، ممکن است در جملات مقایسهای نیز به کار گرفته شوند. مثال:

Das Buch ist nicht so interessant, wie ich gedacht habe.

کتاب آنقدر جالب نیست آنطور که فکر می کرده ام.

Das Wetter war gestern schöner, als mein Freund gesagt hatte.

هوا دیروز زیباتر بود از آنچه که دوستم گفته بود.

بنابر این هر دو کلمه Wie و als ، فعل صرف شده جمله خود را به آخرین نقطه جمله منتقل میکنند.

کدام ؟ ?Welcher

با کلمه سؤالی welcher «کدام» همواره در مورد یک شخص و یا چیزی معین و مشخص از طرف مقابل پرسش می شود بنابراین در جواب نیز باید اسم موردگفتگو با حرف تعریف معین و مشخص بیان گردد. به کارگیری کلمه سؤالی welcher همانند حرف تعریف معین است البته با توجه به اینکه اسم مورد نظر دارای چه حرف تعریف بوده و در کدام حالت از حالات چهارگانه «N-I-A-G» قرار داشته باشند:

Welches Hemd ziehen Sie für die Hochzeit an? das rote Hemd oder elas weisse Hemd?

کدام پیراهن را برای عروسی میپوشید؟ پیراهن قرمز را و یا پیراهن سفید را؟

Ich ziehe das weisse Hemd an.

من پیراهن سفید را می پوشم «حالت A».

Mit welchem Zug fährst Du morgen nach München?

Mit dem Personenzug oder mit dem Schnellzug?

با کدام قطار فردا به طرف مونیخ حرکت میکنی؟ با قطار عادی و یا با قطار تندرو؟

Ich fahre morgen mit dern Schnellzug.

من فردا با قطار تندرو حرکت میکنم «حالت D».

Mit dem Direktor welcher Hochschule hast Du über mich gesprochen?

با رئیس کدام دانشکده درباره من صحبت کرده ای؟ «حالت G».

Ich habe mit dem Direktor der technischen Hochschule über Dich gesprochen.

من با رئیس دانشکده فنی در مورد تو صحبت کردهام «حالت«G

بنابراین کلمه سؤالی welcher «کدام»، هنگامی از طرف گوینده به کار می رود که در مورد اسم مورد گفتگو آشنایی قبلی داشته باشد یا به عبارت دیگر در گذشته درباره آن با پاسخ دهنده صحبت کرده باشد. مثلا وقتی سؤال میشود:

?welches Hemd ziehen Sie für die Hochzeit an

کدام پیراهن را برای عروسی میپوشید؟

شخص سؤال کننده قبلا در مورد پیراهن های پاسخ دهنده اطلاعات کافی داشته است و میداند که او چند رنگ پیراهن برای پوشیدن در اختیار دارد. به این جهت وقتی این جواب:

.Ich ziehe das weisse Hemd an

من پیراهن سفید را می پوشم.

را می شنودشخص سؤال کننده متوجه می شود که منظور شخص پاسخ دهنده کدام پیراهن است بنابراین کلمه پیراهن که از نظر گرامری «اسم» است با حرف تعریف معین و مشخص آن که das است بیان میگردد.

ما برای شما دوستان عزیز خبر خوشحال کننده ای داریم;
دوره فوق العاده آموزش گرامر و مکالمه زبان آلمانی از آلمانی زبان.


سوالی دارید یا می‌خواهید با ما در تماس باشید؟
در صورتی که سوالی دارید می‌توانید از طریق ایمیل Info@almanizaban.com و یا شماره تلفن‌ 09226405798 با ما در تماس باشید در صورت مشغول بودن لطفاً کمی شکیبا باشید

مجتبی نوا

محصولات محبوب

پاسخی بگذارید