حروف اضافه گنتیوساز در زبان آلمانی

اگر در مسیر یادگیری زبان آلمانی هستید، احتمالاً با حالت‌های دستوری مختلف مانند آکوزاتیو، داتیو و گنتیو مواجه شده‌اید. در این مقاله قصد داریم یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث گرامر زبان آلمانی یعنی حروف اضافه گنتیوساز (Genitivpräpositionen) را با زبانی ساده و همراه با مثال‌های واقعی آموزش دهیم. پس تا پایان با ما همراه باشید.

گنتیو (Genitiv) چیست؟

در زبان آلمانی، حالت گنتیو نشان‌دهنده مالکیت، تعلق یا وابستگی است. معادل آن در فارسی را می‌توان “ِ” اضافه دانست (مانند «خانه‌یِ مادر» یا «دوستِ من»). گنتیو معمولاً با اسامی، صفات یا حروف اضافه خاصی همراه می‌شود که در اینجا تمرکز ما بر روی حروف اضافه گنتیوساز است.

مهم‌ترین حروف اضافه گنتیوساز در زبان آلمانی

برخلاف حالت داتیو یا آکوزاتیو، حروف اضافه‌ای که با گنتیو می‌آیند تعداد کمتری دارند و در زبان روزمره کمتر رایج هستند. اما در زبان رسمی، نوشتار، ادبیات، مقالات علمی و حقوقی بسیار پرکاربردند.

حروف اضافه گنتیو این ها هستند:

لیست حروف اضافه گنتیوی شامل:

während, trotz, wegen, anstatt / statt , innerhalb, außerhalb, diesseits / jenseits 

1. حرف اضافه während - به‌معنی: در طول، هنگام

مثال‌ها:

Während des starken Schneefalls kam er mit dem Auto von der Straße ab. (در هنگام بارش شدید برف، او با ماشین از جاده منحرف شد.)

Während des Gottesdienstes sollte man leise sein. (در طول مراسم مذهبی (یا عبادت)، باید آرام و ساکت بود.)

2. حرف اضافه trotz - به‌معنی: علی‌رغم، با وجود

مثال‌ها:

Trotz des Regens gingen wir spazieren.  (با وجود باران، پیاده‌روی کردیم.)

Trotz starken Schneefalls ging er auch heute wieder joggen. (با وجود بارش شدید برف، او امروز هم دوباره برای دویدن رفت.)

3. حرف اضافه wegen - به‌معنی: به‌خاطر

مثال‌ها:

Wegen des Unfalls war die Straße gesperrt.  (به‌خاطر تصادف، خیابان بسته بود)

Wegen des starken Schneefalls ging er heute nicht zum Sport. (به‌خاطر بارش شدید برف، او امروز به ورزش نرفت)

4. حرف اضافه anstatt / statt - به‌معنی: به‌جای

مثال‌ها:

Anstatt eines Autos kaufte er ein Fahrrad.  (به‌جای ماشین، دوچرخه خرید)

Anstatt der bestellten Töpfe wurde eine Pfanne geliefert. (به‌جای قابلمه‌های سفارش‌داده‌شده، یک ماهیتابه تحویل داده شد.)

5. حرف اضافه innerhalb - به‌معنی: درون، در طیِ

مثال‌ها:

Innerhalb einer Woche war alles erledigt.  (در طی یک هفته همه‌چیز انجام شد)

Nur innerhalb der Öffnungszeiten nehmen wir Anrufe entgegen. (فقط در ساعات کاری پاسخگوی تماس‌ها هستیم)

6. حرف اضافه außerhalb - به‌معنی: بیرون از

مثال‌ها:

Außerhalb der Stadt ist die Luft besser.  (بیرون از شهر هوا بهتر است)

Außerhalb der Öffnungszeiten nehmen wir keine Anrufe entgegen. (خارج از ساعات کاری پاسخگوی هیچ تماسی نیستیم)

7. حرف اضافه anstelle / an Stelle - به‌معنی: به‌جایِ، به‌جای کسی یا چیزی

مثال‌ها:

Anstelle des Chefs leitete sein Stellvertreter die Sitzung (به‌جای رئیس، معاونش جلسه را اداره کرد)

Anstelle eines Autos kaufte sie ein Fahrrad (به‌جای یک ماشین، او یک دوچرخه خرید)

Er trat an Stelle seines Vaters in die Firma ein.  (او به‌جای پدرش وارد شرکت شد.)

5/5 - (14 امتیاز) از امتیازدهی به این مقاله ممنونم.