صفر تا 100 صرف صفات در زبان آلمانی

صفات در زبان آلمانی نقش مهمی در جمله دارند، زیرا می‌توانند حالت، رنگ، شکل، اندازه و سایر ویژگی‌ها را توصیف کنند. صرف صفات در آلمانی به دلیل پیچیدگی‌های خاص این زبان، یکی از مباحث چالش‌برانگیز برای زبان‌‌آموزان است. در این مقاله، به بررسی گرامر صرف صفات در آلمانی و قواعد مرتبط با آن خواهیم پرداخت.

صفات پیش از اسم و پس از اسم

صفات در زبان آلمانی می‌توانند به دو شکل به کار روند:

صفات پیش از اسم: در این حالت، صفت به همراه اسم آمده و باید با جنسیت، تعداد و حالت دستوری اسم مطابقت داشته باشد. مثال:

Ein schöner Tag. (یک روز زیبا)

Eine rote Blume. (یک گل قرمز)

صفات پس از اسم: زمانی که صفت پس از فعل ربطی مانند sein، werden یا bleiben قرار گیرد، دیگر صرف نمی‌شود. مثال:

Der Tag ist schön. (روز زیباست.)

Die Blume bleibt rot. (گل قرمز باقی می‌ماند.)

انواع صرف صفات در زبان آلمانی

صرف صفات در آلمانی به سه نوع اصلی تقسیم می‌شود که به نوع حرف تعریف وابسته هستند:

- صرف قوی (starke Deklination)

زمانی که هیچ حرف تعریفی قبل از صفت نباشد یا از کلماتی مانند viel, wenig استفاده شود، از صرف قوی استفاده می‌شود. در این حالت، صفت باید نقش دستوری اسم را مشخص کند.

جدول صرف قوی:

حالتمذکرمونثخنثیجمع
فاعلی-er-e-es-e
مفعولی مستقیم-en-e-es-e
مفعولی غیرمستقیم-em-er-em-en
ملکی-en-er-en-er

مثال:

Guter Wein ist teuer. (شراب خوب گران است.)

Ich trinke gutes Wasser. (من آب خوب می‌نوشم.)

- صرف ضعیف (schwache Deklination)

زمانی که حرف تعریف معین (der, die, das) پیش از صفت باشد، از صرف ضعیف استفاده می‌شود. در این حالت، بخش اصلی نقش‌نمای دستوری را حرف تعریف مشخص می‌کند و صفت صرف ساده‌تری دارد.

جدول صرف قوی:

حالتمذکرمونثخنثیجمع
فاعلی-e-e-e-en
مفعولی مستقیم-en-e-e-en
مفعولی غیرمستقیم-en-en-en-en
ملکی-en-en-en-en

مثال:

Der kleine Hund spielt. (سگ کوچک بازی می‌کند.)

Ich sehe die kleine Katze. (من گربه کوچک را می‌بینم.)

- صرف مختلط (gemischte Deklination)

اگر حرف تعریف نامعین (ein, eine) یا کلمات مشابه (kein, mein, dein) پیش از صفت باشد، از صرف مختلط استفاده می‌شود. در این حالت، صفت در حالت فاعلی و مفعولی مستقیم خنثی و مذکر به صورت قوی و در بقیه حالات به صورت ضعیف صرف می‌شود.

جدول صرف مختلط:

حالتمذکرمونثخنثیجمع
فاعلی-er-e-es-en
مفعولی مستقیم-en-e-es-en
مفعولی غیرمستقیم-en-en-en-en
ملکی-en-en-en-en

مثال:

Ein guter Freund hilft immer. (یک دوست خوب همیشه کمک می‌کند.)

Ich habe eine kleine Wohnung. (من یک آپارتمان کوچک دارم.)

5/5 - (2 امتیاز) از امتیازدهی به این مقاله ممنونم.